تبلیغات
شرکت فیلمسازی و توسعه رسانه ای
 
 
 

فیلم پاسیو به جشنواره جهانی فیلم فجر رسید

اثری از پلان فیلم در پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397

فیلم  پاسیو نخستین ساخته مریم بحر العلومی با بازی بازیگرانی چون محثه حیرت که سال اخیر نیز در فیلم خانه درخشیده بود، بهناز جعفری و ... در سی و ششمین جشنواره جهانی فجر به اکران در آمد.

از جهتی به نظر  میرسد از نگاه داوران جشنواره در حد و اندازه‌ای بوده که بتواند در مسابقات بین‌المللی سینمایی داخل کشورمان شرکت کند. البته باید معیار داوران جشنواره را سنجید و دلیل این کار را از آنها پرسید. آیا چون کارگردان آن دختری جوان است؟ چرا که پاسیو فیلمی ضعیف است که از فقدان داستانی قدرتمند و درست و حتا پرداختی تصویری و سینمایی رنج می‌برد سعی دارد خودش را در بین آثار سینمای مدرن امروزی کشورمان جا دهد.

فیلم از انجایی آغاز می شود که آقا مرتضی، پدر خانواده می‌میرد، و دختر او  با نام مینا  با بازی محدثه حیرت و همسرش با نام پوران و با بازی بهناز جعفری می‌مانند بدهی‌های او. مرتضی هم به همکارش و هم به پسر یکی از اقوام همسرش که از قضا خواستگار دیرینه مینا هم بوده  با نام رضا  بدهکار است و تنها چیزی که از خودش باقی گذشته یک خانه نسبتا کلنگی در یکی از مناطق مرکزی تهران است. مینا قصد دارد خانه را بفروشد و با پولش بتواند با معشوق جدید خود به استرالیا سفر کند و از اینکه پوران، زن بابایش، بی‌خانمان شود هم واهمه‌ای ندارد. در این بین مینا دوستی دارد با نام حمیرا و هر دو در کنار خیابان برای یک شرکت تاکسی آنلاین ثبت نام خیابانی انجام می‌دهند. رضا که هنوز به مینا علاقه‌مند است ولی دایم جواب رد از او می‌گیرد از این نحوه کار کردن مینا شاکیست و مشکلاتی هم در این بین پیرامون حمیرا و مردی به نام علی با بازی پوریا پور سرخ وجود دارد، فیلم ظاهری زنانه دارد و کاغذکادوی پیچیده شده دور خودش را با ظرافتی زنانه بافته اما برعکس در بطن خود کاملا هویتی مردانه دارد. معلوم نیست این اشتباه و تعابیر خواسته یا ناخواسته از ذهن کارگردان و فیلمنامه نویس وارد فیلم شده یا نه ولی مثال‌هایی که می‌توان برای آن زد یکی دوتا نیست: زنگ خانه از ابتدا تا انتهای فیلم خراب است و دو زن ساکن خانه دایم غر می‌زنند که نمی‌دانم کی بالاخره این زنگ را درست می‌کند. این ماجرا در انتها با کمک رضا، یعنی مرد داستان فیصله پیدا می‌کند و اوست که زنگ خانه را می‌تواند درست کند، انگار زن‌ها در طول این چند ماهی که فیلم گفته می‌شود، قادر نیستند راهی برای درست کردن این زنگ بیابند. یا در مثالی دیگر کار کردن مینا و حمیرا دایما مورد شماطت رضا قرار می‌گیرد و دیالوگی مثل: پول می‌خوای؟ بشین خونه من برات پول جور می‌کنم و خرجیت رو میدم. در فیلم شنیده می‌شود که در نهایت هم کار زن قهرمان قصه به همین مساله ختم می‌شود! حتی سکانس استخدام و دیالوگ‌های بی‌محتوایی که بین حمیرا و کارفرمایش رد و بدل می‌شود دال بر این دارد که زنان فقط برای پیدا کردن شوهر وارد محل کار می‌شوند

در مورد فیلمنامه ی پراکنده و تدوین سرهم بندی شده و بازیگری بازیگران اصلی فیلم، همگی دست به دست هم داده تا پاسیو برخلاف خواسته کارگردانش که مشخصا دوست داشته فیلمش یک فیلم خاص با حرف‌هایی خاص باشد، یک فیلم بی‌محتوا باشد که چرخش‌های داستانی در آن بی‌معنا و شخصیت‌ها بی‌هویت هستند. شاید بتوان گفت که این بی‌هویتی کاراکترهای فیلم نشات گرفته از دیالوگی که در خود فیلم ادا می‌شود یعنی دیالوگ: نصف مردم این شهر نمی‌دونن خودشون چی‌میخوان. باشد همچنین قهرمانان داستان پاسیو (اگر بتوان نام داستان بر آن نهاد) نمی‌دانند چه‌میخواهند و از آن بدتر کارگردان و فیلمنامه نویس معلوم نیست چه می‌خواستند

 

اما یک نکته مثبت فیلم صداست که کارگردان از تکنیکی در صداگذاری بهره برده که به خودی خود مساله بدی نیست و یک نوآوری به حساب می‌آید، اما در همین تکنیک هم مشکلاتی که پیش‌تر گفته شد دیده می‌شود. در برخی از سکانس‌ها به جای پخش نوای موسیقی (که جزو معدود عناصر خوب فیلم و ساخته مانی بیات، پسر بابک بیات است) صداهای طبیعی در پس زمینه شنیده می‌شود که روح خاصی به صحنه‌ها می‌بخشد. مثلا در هنگام عصبانی شدن رضا، صداهای دعوا از کوچه می‌آید و یا در حین سردرگمی مینا، صداهای شدید ترافیک خیابان‌ها. اما در همین تکنیک نسبتا جالب هم سکانس‌هایی وجود دارد که شامل دو کاراکتر زن فیلم، یعنی مینا و پوران، می‌شود و صدای پس زمینه برنامه آشپزی تلویزیون است! توگویی زنان از نظر فیلم عجین شده‌اند با کار در منزل و مطبخ خانه.

 

روی هم رفته به عنوان نخستین تجربه مستقل مریم بحرالعلومی فیلم دارای نقاط قوت و ضعف متفاوتی است، و فراز و نشیب زیاد دارد  و چشمه هایی از کم تجربگی نیز چه در فرم فیلم و چه از نظر فنی در آن به چشم می خورد اما این که کارگردانی زن آن را ساخته است ، نکته مثبتی تلقی می شود و شهامت و جسارت این کارگردان نیز از این منظر ستودنی و قابل تقدیر است.

دریا بشارتی

 




برچسب ها : سی و ششمین جشنواره فیلم فجر , جشنواره فیلم فجر , دریا بشارتی , رسانه پلان فیلم , منتقدان ,
 

نگاهی به فیلم گندم محصول ترکیه، آلمان، فرانسه، سوئد، قطر در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در سه شنبه 4 اردیبهشت 1397

سمیح کاپلان اوغلو یکی از فیلمسازهای به نام در سینمای نوین ترکیه است که امسال با فیلم گندم در سیو ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارد

در نگاه اول سیاه و سفید بودن فیلم و همچنین مدت زمان آن یا حتا زمان و ساعت اکران این فیلم در جشنواره شاید نکاتی باشد که شما را با کلافگی و سر در گمی همراه کند . اما اگر از طرفداران سینمای سمیح کاپلان اغلو باشید هرچند متفاوت از سایر اثار او با فیلم همراه خواهید شد.

این اثر که  داستان آن داستان پروفسور ارول ارین است که در آینده‌ای نزدیک اما نامعلوم در شهری زندگی می‌کند که با دیوارهای مغناطیسی از شر مهاجران چندقومیتی محافظت می‌شود. مزرعه‌های این شهر به دلایل نامشخصی دچار یک بحران ژنتیکی می‌شوند. ارول که نسل‌شناس بذر گیاهان است، در جلسه‌ای در اداره مرکزی شرکتی با نام «ناوس ویتا» که او را به کار گرفته‌اند، درباره نسل‌شناس همقطاری به نام جمیل آکمن می‌شنود که تزی درباره بحران‌های دامن‌گیر و تغییرهای ژنتیکی بذرهای اصلاح‌شده نوشته است. ارول راهی سفری برای یافتن جمیل می‌شود؛ سفری که تمام دانسته‌های او را تغییر خواهد داد.این فیلم همچنین بر اساس سوره‌ها و آیه‌هایی از قرآن نوشته شده و راوی داستان پساآخرالزمانی است که در آن انسان‌های باقی‌مانده یا در بقایای شهرها مستقرند یا در مزرعه‌هایی که زیر کشت رفته‌اند. در مناطقی که «سرزمین‌های مردگان» نامیده می‌شوند نیز مهاجرانی از خشکسالی و بیماری‌های مسری‌ای رنج می‌برند که از لحاظ ژنتیکی مشکلات خاص خودشان را دارند.

سینمای ترکیه را بطور عمومی با نام ییلماز گونی می شناسیم، اما در ادامه سینمای نوین ترکیه با درخشش هایی که در جشنواره های بین المللی داشت، خود را هرچه بیشتر بر سر زبان ها انداخت. کسانی مانند نوری بیلگه جیلان، فاتح آکین، سمیح کاپلان اوغلو و.. که برخی در ترکیه مشغول فیلمسازی هستند و برخی دیگر نیز در مهاجرت به این کار مشغول هستند. کاپلان اوغلو در میان دیگر فیلمسازان نسل جدید ترکیه، سینمای متفاوتی ارائه کرده است.

فیلم گندم در واقع بعد از سه گانه این کارگردان ساخنه شده است ، پیش از این فیلم عسل در واقع قسمت سوم سه گانه ای که دو فیلم دیگر آن  شیر  و  تخم مرغ  است. در فیلم  تخم مرغ  شخصیت اصلی فیلم را در ایام بزرگسالی می بینیم و محرک اصلی آن فیلم مرگ مادرش است. در  شیر  دوران نوجوانی شخصیت  یوسف  را شاهدیم که درگیر بحران هویت است و قصد دارد شاعر شود. در اینجا دوران کودکی شخصیت یوسف را دیدیم و محرک اصلی فیلم نیز مرگ پدر او بود. در واقع او در ساخت این سه گانه، روال زمانی وقایع را معکوس کرده و از بزرگسالی به کودکی رسیده است. تمامی این فیلم ها به هم مرتبط هستید، ولی هر کدام در زمان حال می گذرد و گذشته افراد در آنها چندان مهم نیست. همچنین در خصوص چرایی معکوس شدن روال زمانی در این سه گانه به نظر می رسد این کار دلیلی کاملا شخصی داشته است. گویی که کاپلان اوغلو بخشی از زندگی خودش را در فیلم آورده باشد. کارگردان در واقع هر سه فیلم را به چشم یک فیلم دیده و شروع کرده داستان آن را به شکل معکوس تعریف کند. در فیلم نخست از شخصیت  یوسف  و گذشته اش چیزی نمی دانیم و به همین دلیل برای ما کمی عجیب به نظر می رسد. در فیلم دوم که او را در دوران نوجوانی می بینیم، باز هم از گذشته او خبر نداریم. در قسمت سوم این سه گانه است که این معماها باز می شویم و به عنوان مثال می فهمیم چرا دوست داشته شاعر شود. از این نظر می توان گفت سه گانه ی کاپلان اوغلو شبیه فصل های مختلف یک رمان است که با زبان و نگاهی شاعرانه نوشته شده است. البته اگر فیلم  گندم هم در ادامه این سه گانه ساخته شده، قاعدتا شاهد ساختارشکنی هایی در این مسیر هستیم و باید شاهد آثار جدید وی نیز بود

جریان های مختلفی در سینمای مدرن ترکیه وجود دارند، اما در این میان دو جریان غالب وجود دارد؛ یکی از این جریان ها تحت تاثیر سینمای عباس کیارستمی شکل گرفته و دیگری متاثر از سینمای مجید مجیدی است. در جریان اول کسانی مانند نوری بیلگه جیلان را داریم که به رغم تفاوت هایش با کیارستمی از نظر قصه گویی، کاملا تحت تاثیر او قرار دارد. اما در جریان دوم کسانی مانند کاپلان اوغلو را داریم که هم از نظر شماتیک و هم از نظر تماتیک به او شباهت دارند. مجیدی یک سال در استانبول دوره سینمایی برگزار کرد که از دل آن کسانی بیرون آمدند که بعدها این جریان سینمایی را شکل دادند. آنچه "رئالیسم معنوی" نامیده می شود را در زندگی شخصی کاپلان اوغلو هم می توان مشاهده کرد. جامعه ترکیه در طول 50 سال اخیر فراز و نشیب های بسیاری را از سر گذرانده است و نقش روشنفکران مذهبی این کشور در شکل گیری این دیدگاهها تاثیر داشته است.شباهت های فیلم "عسل" و "رنگ خدا"ی مجیدی بسیار زیاد است. اولین شباهت، به دو شخصیت کودک فیلم ها برمی گردد که هر دو دچار یک ناتوانی گفتاری یا دیداری هستند. این دو کاراکتر که به لحاظ جسمی کامل به نظر نمی رسند، حامل والاترین معانی بشری می شوند و فطرت پاک انسانی را به نمایش می گذارند. در این دو فیلم شاهد جهان تمثیلی کودکانه ای هستیم که ایده آل است و دچار آلودگی ها نشده است. نارسایی های جسمی این کودکان مانعی بر سر راه بروز جهان پاک کودکانه آنها نیست و آنها همچون قهرمانان به ما پیام هایی جهانی می دهند.

مساله مشترک دیگر در فیلم آشتی انسان با طبیعت و جامعه و خود است. طبیعت وجودی دارد که در فرهنگ مشترک دو کشور از مقام والایی برخوردار است. اگر مدرنیته ما را از شر بیماری های جسمی خلاص کرد، اما با دور کردن ما از طبیعت به ما ضربات روحی وارد کرد. اما در این فیلم شاهد پیوند دوباره انسان با طبیعت هستیم. عناصر طبیعی در فیلم های کاپلان اوغلو نقش بسیار مهمی دارند و به جز بحث نشانه شناسی تصویری می توان به نشانه های تماتیکی اشاره کرد که در سینمای کاپلان اوغلو و مجید مجیدی مشترک است.

می دانیم که بسیاری از منتقدان سینمایی فیلم های او را با برگمان مقایسه کرده اند، در آثار او به وضوح رگه هایی از سینمای کیارستمی را می بینیم. همچنین جنس تصویر، میزانسن، نورپردازی، صحنه پردازی و.. کاملا تحت تاثیر نگاه آندری تارکوفسکی است. خود تارکوفسکی هم البته تا حدی به آنچه  رئالیسم معنوی  نامیده شد، باور داشت و تلاش می کرد بر اساس آن فیلم بسازد.

در آثار کاپلان اوغلو می بینیم که طبیعت هم شان انسان است و در اینجا کاملا به تارکوفسکی نزدیک می شود. پس می توان به طرح این سوال پرداخت که نسل جدید فیلمسازان ترکیه تا چه حد تحت تاثیر کسانی مانند تارکوفسکی بوده اند که گرایش شرقی هم دارند؟ در خصوص تاثیرپذیری از سینمای تارکوفسکی باید بگویم که تارکوفسکی یک معماست. نوشته هایی در خصوص تاثیرپذیری سینماگران جوان ایران و ترکیه از او خوانده ام ولی به گمانم این قضیه جای بحث دارد. نباید در مورد تاثیر تارکوفسکی اغراق و او را بیش از اندازه برجسته کنیم. آنچه به عنوان مثال در فیلم دیدیم در واقع یک گرایش شرقی است. ما برای برخی از احساسات پاک شرقی مان به دنبال منبعی در غرب می گردیم که به آن ارجاع دهیم. در حالی که برای اثبات حقانیت خود نیازی به این کار نداریم. تارکوفسکی چهره مهمی در سینمای اروپاست ولی سینمای اروپا در او خلاصه نمی شود. اهمیتی که ما به او می دهیم را خود اروپایی ها به او نمی دهند. او را همانگونه که هست می پذیرند و در موردش اغراق نمی کنند. ما هم نباید درباره تاثیر او اغراق کنیم.

فیلم گندم را شاید بتوان فیلمی اخر الزمانی دانست در جهانی که عقلانیت انسان مدرن ودستبردن او در جهان مدرن باعث فاجعه ای جهانی شده قهرمان داستان در مسیر جسنجوی تکه ای باقی مانده از خلقت دستکاری نشده و محض خداوند قصه ای را می سازند که خود این قصه از داستان های اساطیری چون داستان خضر نبی و ... بهره برده

در هر صورت پیشبینی می شود از آنجایی که فیلم های این فیلم ساز ترکیه ای طرفداران خاص خودش را دارد سایر اکران عمومی ان در جشنواره با اقبال خوبی مواجه شود

دریا بشارتی

 




برچسب ها : رسانه پلان فیلم , دریا بشارتی , منتقدان , سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

آخرین مطالب

» فیلم پاسیو به جشنواره جهانی فیلم فجر رسید ( پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم درساژ، از سفر به فستیوال های جهانی تا رسیدن به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم دولاتوف، نماینده روسیه در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم گندم محصول ترکیه، آلمان، فرانسه، سوئد، قطر در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم معدنچی به کارگردانی هانا اسلاک در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم او (خانه) در جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 15 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم فرانتز در جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم نگار در جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم تاریکی در جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 8 اردیبهشت 1396 )
» تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 ( شنبه 20 شهریور 1395 )
» تبلیغات تلویزیونی سرعت شگفت انگیز اینترنت 2020 ( دوشنبه 17 خرداد 1395 )
» تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز ( چهارشنبه 8 مهر 1394 )
» تیزر اختتامیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( سه شنبه 24 شهریور 1394 )
» تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( شنبه 21 شهریور 1394 )
» اینفوگرافی نخستین رویداد هم نت ( سه شنبه 10 شهریور 1394 )