تبلیغات
شرکت فیلمسازی و توسعه رسانه ای
 
 
 

نگاهی به فیلم معدنچی به کارگردانی هانا اسلاک در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در دوشنبه 3 اردیبهشت 1397

فیلم معدنچی به نویسندگی و کارگردانی هانا اسلاک محصول کشور کرواسی, اسلوونی روایت آلیا مهاجری مسلمان است که تمامی اعضای خانواده اش را در جنگ از دست داده و اجساد آنها در جای غیر مشخصی دفن شدند و او که این موضوع را از فرزندان و همسر خود پنهان کرده است همیشه در تنهایی خود از اینکه حتی نتوانسته برای اعضای خانواده خود مراسم خاکسپاری برگزار کند غمگین و ناراحت است. این فیلم 15 سال بعد از جنگ بوسنی را روایت می کند و این مهاجر معدنچی به صورت تصادفی در معدن متروکه ای با بقایای اجساد غیرنظامیانی در یک گور دسته جمعی مواجه می شود که از شواهد مشخص است توسط فاتحان جنگ جهانی دوم کشته شدند.
شرایط زندگی مرد معدنچی پس از رویارویی با این صحنه دچار دگرگونی می شود و برای احقاق حقوق از دست رفته این قربانیان تلاشهای زیادی می کند و در این مسیر با تهدید و مشکلات بزرگی رو به رو می شود. معدن خالی‌ای که برای سرکشی به آلیا سپرده اند، دست کمی از تاریخی ندارد که قرار است کسی سراغی از آن نگیرد و به امان خدا رها شود. همیشه چیز‌هایی هست که باید پنهانشان کرد و پافشاری اولیه رئیس جوان معدن‌ها برای این که آلیا باید تک و تنها روانه معدن شود نشانی از همین پنهان کاری است، هرچند آیا خوب می‌داند که نباید به ظاهر چیز‌ها قناعت کرد و باید دیوار‌های کاذبی را که بعدا ساخته شده اند، خراب کرد و به چیز‌هایی رسید که پشت این دیوار هستند؛ چیز‌هایی که مایه شرمند؛ خاطرات نسل کشی‌هایی که قاعدتا باید مایه روسیاهی آدم‌هایی باشد که در آن روزگار کلمه‌ای به زبان نیاورده اند و آهسته از کنار این خاطرات گذشته اند.تفاوت آدم‌های باغی با آدم‌های معمولی در همین چیزهاست. آدم‌های معمولی سعی شان معمولا این است که آهسته از کنار همه چیز بگذرند و آرامش زندگی خودشان را به هم نزنند، اما آدم‌های باغی قاعده بازی را به هم می‌زنند.اصلا با صدای بلند اعلام می‌کنند که هر قاعده‌ای برای شکستن است. همین است که ماجرای سر در آوردن از این معدنی در بسته برای الیا شباهت غربی به ماجرای سال‌های دور زندگی خودش در سربرنیتسا پیدا می‌کند؛ جنایتی که جهان چشم بر آن بست و ترجیح داد درباره اش حرفی نزند. یک نسل کشی تمام عیار.آن سال‌ها خبر‌ها را نمی‌شد به سادگی به دست آورد. خبر‌ها محدود بودند به روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون و توافقی جمعی کفایت می‌کرد برای این که چنین خبر‌هایی یا پخش نشوند یا نسخه کمرنگ شده و محوشان به گوش مردم برسد. اما حالا زمانه دیگری است. سال‌ها گذشته.این جاست که آلیا می‌بیند فرقی ندارد که شصت سال اتفاقی افتاده یا بیست سال پیش، مسئله این است که همیشه عده‌ای هستند که چیز‌هایی را زیر خاک پنهان می‌کنند به امید این که پیدا نشوند و تازه به همین اکتفا نمی‌کنند و قفل عظیمی هم به در می‌زنند تا دیگر هیچ کس نتواند از این راز سر در آورد، اما گاهی آدم‌هایی مثل آلیا سر از این جا‌ها در می‌آورند و آن وقت دنیا می‌ماند و شرمندگی و یافتن راهی برای پنهانکاری‌های بعدی، هیچ چیز را نمی‌شود تا ابد پنهان کرد و هرچه سال‌ها پیش زیر خاک رفته بالاخره روزی از زیر خاک بیرون می‌آید.مشکل آدم‌هایی که این چیز‌ها را پنهان می‌کنند این است که خیال می‌کنند همه مثل خودشان هستند، اما وقتی کار را به آدمی مثل ألیا می‌سپارند آن وقت باید چشم به راه افشای راز‌هایی باشند که زیر خروار‌ها از بین نرفته اند. آنچه حقیقت می‌نامند چنین خاصیتی دارد.

معدنچی داستانی واقعی است و به بخش هایی از تاریخ خشونت در جنگها اشاره می کند که رازهایی بوده که امروز همه از آن مطلع هستند ولی گفت و گو درمورد آن به تابو بدل شده و ممنوع است. واقعیت، امری مطلق است و تفسیرها از آن متفاوت است و نمی توان تاریخ را به دروغ برای نسل های امروز روایت کرد، واقعیت های دردناکی در جنگ ها تجربه شده است که به آسانی پنهان شده است و فیلمساز با طرح چنین موضوعاتی می تواند با عریان کردن این حقایق تلخ، از فروپاشی احساسی در جوامع جلوگیری کند.مهاجران نقش مهمی در فرهنگ غالب جوامع دارند و این فیلم به بررسی جایگاه اسلام در یک کشور اروپایی و سکولار می پردازد و تلاش می کند جستجوی هویت انسانی افراد را فارغ از مکان و جغرافیا به تصویر بکشد.سینما دارای دو کارکرد است که نخست تلاش می کند از گذشته رها شویم و دیگر اینکه، آینده را بسازیم و مجموع آنها می تواند منجر به تغییر شود.
این فیلم به عنوان نماینده اسلوونی به اسکار معرفی شد ولی نظام سرمایه داری حاکم بر سینمای جهان اجازه دیده شدن این فیلم ها را نمی دهد و پول در سینمای امروز به یک عیار برای جایگاه فیلم ها تبدیل شده است.
فیلم معدنچی همچنین نهمین فیلم هانا اسلاک، در جشنواره فیلم ورشو نیز موفق به دریافت دو جایزه شده و اولین نمایش خود در آسیا را در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر تجربه کرد.

مهدی کیانی




برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی , نقد فیلم , رسانه پلان فیلم ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

نگاهی به فیلم او (خانه) در جشنواره جهانی فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در جمعه 15 اردیبهشت 1396

فیلم او (خانه) دومین ساخته اصغر یوسفی نژاد یکی دیگر از آثار راه یافته به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر است که در سال 1395 در شهر تبریز جلوی دوربین رفته است.

ماجرای این فیلم حول یک وصیت‌نامه می‌چرخد. مردی از دنیا رفته و همه دور جسد او جمع شده‌اند اما این جسد از چشم تماشاگر دور نگه داشته می‌شود. متوفی وصیت کرده که بعد از مرگ، جسد او را در اختیار دانشکده پزشکی برای استفاده علمی قرار دهند اما دخترش شدیداً مخالف است.

با کمی تحقیق و پژوهش پیرامون هنروران این اثر چیزی که بیش از هرچیز توجه را به خود جلب می کند تئاتری بود اکثر بازیگران این اثر است. شاید همین موضوع پلان سکانس های طولانی این اثر را با ثبات، تماشایی و قابل تامل کرده است، هر چه قصه جلوتر می رود در موازات فضای تجربی فیلم خط روایی به آن شکل گیری نهایی که هدف فیلمساز بوده می رسد، به همین دلیل تماشاگر با فیلم ارتباط تنگاتنگی برقرار می کند از مختصات ساختاری فیلم مشخص است که فیلمساز به هیچ وجه قصدش بدست آوری سرمایه نبوده به همین دلیل به درستی  توانسته قصه یی ساده و بکری را در غالب فضای تجربی جلوی دوربین ببرد اثری که بیشتر قصد دارد ساختار شکن باشد و در فضا و موقعیت محدود حرف بزرگی بزند؛ فضای تجربی فیلم با قواعد دراماتیک منطبق شده است و یوسفی نژاد به عنوان فیلمساز با فرم به محتوا رسیده است محتوایی بکر که با خلاقیت فرمیک به یک فیلم جذاب تبدیل شده، این اثر با توجه به شرایط ساختاری اش به هیچ وجه پز روشنفکری نمی دهد یا در میزان سن ها حرکات اضافی یا افه های سینمایی نمی بینیم فیلمساز ما با بهره گیری از یک موضوع درام توانسته خط روایی فیلمش را طوری شکل بدهد که مخاطب عام و خاص بتواند با آن ارتباط برقرار کند، از سوی دیگر یوسفی نژاد با خلق سکانس پلان های متعدد فضاهایی را خلق کرده که باعث شکل گیری محتوا هم می شود اساسا سکانس پلان ها طوری طراحی شده اند که غلو شده به نظر نمی رسند ، کلیت فیلم خانه اگر چه به فیلم کوتاه شباهت دارد اما قصه کشش لازم برای یک فیلم بلند را دارد، یوسفی نژاد در هفتاد و پنج دقیقه با روایتی صریح و شفاف به یک موضوع انسانی پرداخته است دختری که برای به ثروت رسیدن با همکاری شوهرش پدر پیرش را مسموم می کند تا بمیرد از سوی دیگر پدر در زمان حیاتش وصیت می کند تا بعد از مرگش جنازه اش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا دانشجویان جوان آن را تشریح کنند، نگرش فیلمساز به جایگاه انسان ها در بطن شخصیت پردازی ها نهفته شده است به هیچ وجه تصویری از جنازه ی پدر نمی بینیم پدر وصیت کرده بعد از مرگش جنازه ش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا پزشکان جوان آن را تشریح کنند تا به علم شان اضافه شود پدر در سودای علاقه به پزشکی همچین وصیتی کرده و آن مسئول دانشگاه تلاش می کند تا جنازه را به دانشگاه ببرد اما از سوی دیگر دختر به همراه شوهرش پدر را مسموم می کند که خانه را بفروشند تا جایگاه اجتماعی شان ارتقا یابد، یوسفی نژاد با نگاه امروزی توانسته فیلمی جسورانه با جسارت های فرمیک بسازد فیلمی که در ساده بودنش حرف های بزرگی در آن گنجانده شده اما این حرف ها بصورت ملودرام های مرسوم شکل نگرفته زیرا که فیلمساز در اوج و فرودهایش از تعلیق های منطقی استفاده کرده به طور مثال از آغاز فیلم دختر شیون و گریه زاری می کند، فیلمساز هوشمندِ ما بازیگری را برای این نقش پیداکرده که میمیک ساده و مظلومی دارد دختر نمی گذارد تا جنازه پدر را به دانشگاه پزشکی ببرند تماشاگر با احساسات دختر همذات پنداری می کند، یوسفی نژاد گره گشایی را چنان از تماشاگر پنهان نگه داشته تا بتواند فیلمش را با یک شوک یا غافلگیری به پایان برساند، اصول پرداخت داستانی که در فیلم خانه دیده می شود بر اساس پایان آن شکل گرفته، چرا دختر نمی گذارد جنازه ی پدر را برای تشریح به دانشگاه پزشکی ببرند؟  یعنی یوسفی نژاد از دختر که مظلوم نمایی می کند یک شخصیت ضد انسان و خبیث ساخته است، این همان شیوه ی پرداخت صحیح در درام پردازی ست که فیلمساز با هوشمندی می تواند تماشاگر را روی صندلی نگه دارد و احساسات او را جریحه دار کند پایانی شوک آور و البته دور از انتظار، در موازات نکات مثبت این فیلم باید اضافه کرد که یوسفی نژاد توانسته با فضای تجربی به نوعی ساختار شکنی کند یا دست به رسیک های مختلف بزند. فیلمساز در یک لوکیشن با بازیگرانی که تا به حال آن ها را ندیده ایم توانسته به بهترین نحو دومین فیلمش را بسازد، انتخاب بازیگران به خصوص محدثه حیرت و کنترل در هدایت آن ها یکی دیگر از نکات مهم این فیلم محسوب می شود، مطمئنا اگر یوسفی نژاد این فیلم را با بازیگران چهره می ساخت تا این حد و اندازه تاثیر گذار نبود، فیلمساز در طول فیلم هیچ تاکید یا اشاره یی به پایانبندی نمی کند اما مهم ترین نکته ی فیلم خانه در تاثیر گذاری و غافلگیری نهایی آن است و در موازات آن رد و بدل شدن دیالوگ های ترکی البته با زیرنویس فارسی فضای فیلم را جذاب کرده است . این فیلم در اکران عمومی در بخش هنر و تجربه می تواند به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کند. این فیلم با ساختاری استاندارد و قصه یی منسجم می توانست در اکران غیراز هنروتجربه هم موفق باشد چرا که فیلم خانه باعث ارتقای سلیقه ی مخاطبان سینما می شود، سینمایی که نوآور و خلاق است. 
مهدی کیانی



برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

نگاهی به فیلم فرانتز در جشنواره جهانی فیلم فجر

اثری از پلان فیلم در یکشنبه 10 اردیبهشت 1396

جالب است اگر بدانید فیلم «فرانتز» در اولین هفته نمایش عمومی خود ۱۵۷ هزارتماشاگر را به سینماها کشاند.
فرانسوا ازون کارگردان خوش قریحه این فیلم سناریو را برمبنای نمایشنامه ای به نام «مردی که کشتمش» اثر موریس روستاند اقتباس کرده است. او به شکل ماهرانه ای در زوایای شخصیت های خلق شده کنکاش می کندو احساسات درونی آنها را همچون نقاشی چیره دست به تصویر می کشد.
لازم به توضیح است که از این ماجرا، ارنست لوبیج درسال ۱۹۳۲ نیز فیلم قابل توجهی ساخته بود.
بعد از پایان جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۴۶_۱۹۱۸) در یک شهرکوچک آلمان، آنا نامزد سربازی آلمانی به نام فرانتز که در جنگ کشته شده هر روز بر سر قبر او می رود. آنا در یکی از این روزها متوجه می شود که جوان ناشناسی بر سر این قبر آمده و بسیار تحت تاثیر قرار گرفته و سپس گریه کنان آنجا را ترک می کند. کنجکاوی دختر جوان تحریک می شود و مرد جوان را دنبال می کند. مرد جوان که دراین شهرغریبه است، برای خودمکانی می یابد و باز در روزهای بعد به سرهمین قبر بازمی گردد و همچنان تحت تاثیر شدید قرار می گیرد و آنجا را ترک می کند، بعدا معلوم می شود که این مرد جوان سربازی فرانسوی بوده و در جریان جنگ جهانی با فرانتز روبرو شده و او را کشته است، اما حالا دوست دارد برای طلب بخشش از خانواده مقتول، با آنها رابطه برقرار کند. مرد جوان پیش خانواده سرباز آلمانی ادعا می کند که دوست فرزندشان بوده و با هم درپاریس موزیک می زده و به موزه لور می رفته اند و…
دختر که در ابتدا به سختی سرباز فرانسوی را قبول می کند، به خاطرعشقی که به فرانتز داشته، می خواهد بیشتر درباره نامزدش بداند. رفته رفته دوستی عمیقی بین آنها و همین طور میان فرانسوی ها وآلمانی ها شکل می گیرد. تا اینکه پسر فرانسوی سخت مریض می شود و به کشورخود برمی گردد اما دختر دل به او بسته است وهردو برای هم نامه های عاشقانه می نویسند تا روزی که معلوم می شود بخش عمده حرف های جوان فرانسوی دورغی بیش نبوده است. مرد جوان سپس خود را ناپدید می کند، دخترکه از او کلا بی خبر می ماند به پاریس می رود و به جستجوی او می پردازد…
ساختار روایتی ماجرا در سطح های مختلفی بازگو می شود و در نحوه ارائه آن، داستانی کشش دار گنجانده شده وگیرائی خاصی به فیلم داده که لحظه به لحظه تماشاگررا با خود همراه می کند.
موقعیت هائ شخصیت ها جابجا می شوند، جایگزینی شخصیت ها از دید آن دیگری بعد جدیدی به اثر می بخشد. قهرمان داستان که اسمش عنوان فیلم را یدک می کشد در خود فیلم حاضرنیست اما همه درباره اش صحبت می کنند و عاشق او هستند و همین کنجکاوی تماشاگررا بیشتر میکند.
دیالوگ نویسی بسیار هوشمندانه، موقعیت های سورپرایزکننده در طول داستان، می تواند برای سناریونویسان تازه کار و حتی با تجربه نیز آموزه های جالبی باشد.
جدا از این ها فیلمبرداری عالی سیاه وسفید فیلم، بازیهای بسیار خوب به ویژه «پییر نینیه» در نقش سرباز فرانسوی و «پلا بر» در نقش نامزد فرانتز– به خلق این اثر ماندنی کمک می کند.
میزانس های فرانسوا ازون را نیز نباید از یاد برد. استفاده از رنگ ، درلحظاتی که شخصیت ها با شادی زندگی می کنند، جالب توجه است. صحنه های پایانی فیلم با رویاهای آنا پایان می گیرد، اگرچه این دختر جوان برای به دست آوردن سرباز فرانسوی به پاریس رفته و با هزاران مشکل پیدایش می کند، اما دوباره او را ازدست می دهد، اما با این حال، حالا دیگر حاضر نیست پاریس را ترک کند، چیزی در قلب این دختر جوان شکسته و چیز جدیدی در او متولد می شود و آن تابلوئی است که در موزه لوور او را جادو کرده است
مهدی کیانی



برچسب ها : جشنواره جهانی فیلم فجر , مهدی کیانی ,
دسته بندی : اخبار و رسانه ها ,
 

آخرین مطالب

» فیلم پاسیو به جشنواره جهانی فیلم فجر رسید ( پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم درساژ، از سفر به فستیوال های جهانی تا رسیدن به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ( چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم دولاتوف، نماینده روسیه در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم گندم محصول ترکیه، آلمان، فرانسه، سوئد، قطر در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم معدنچی به کارگردانی هانا اسلاک در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر ( دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 )
» نگاهی به فیلم او (خانه) در جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 15 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم فرانتز در جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم نگار در جشنواره جهانی فیلم فجر ( یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 )
» نگاهی به فیلم تاریکی در جشنواره جهانی فیلم فجر ( جمعه 8 اردیبهشت 1396 )
» تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 ( شنبه 20 شهریور 1395 )
» تبلیغات تلویزیونی سرعت شگفت انگیز اینترنت 2020 ( دوشنبه 17 خرداد 1395 )
» تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز ( چهارشنبه 8 مهر 1394 )
» تیزر اختتامیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( سه شنبه 24 شهریور 1394 )
» تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( شنبه 21 شهریور 1394 )
» اینفوگرافی نخستین رویداد هم نت ( سه شنبه 10 شهریور 1394 )
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]