شرکت فیلمسازی و توسعه رسانه ای tag:http://planfilm.ir 2019-08-21T06:59:29+01:00 mihanblog.com فیلم پاسیو به جشنواره جهانی فیلم فجر رسید 2018-04-26T08:24:28+01:00 2018-04-26T08:24:28+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/24 پلان فیلم فیلم  پاسیو نخستین ساخته مریم بحر العلومی با بازی بازیگرانی چون محثه حیرت که سال اخیر نیز در فیلم خانه درخشیده بود، بهناز جعفری و ... در سی و ششمین جشنواره جهانی فجر به اکران در آمد. از جهتی به نظر  میرسد از نگاه داوران جشنواره در حد و اندازه‌ای بوده که بتواند در مسابقات بین‌المللی سینمایی داخل کشورمان شرکت کند. البته باید معیار داوران جشنواره را سنجید و دلیل این کار را از آنها پرسید. آیا چون کارگردان آن دختری جوان است؟ چرا که پاسیو فیلمی ضعیف است که از فقدان داستان فیلم  پاسیو نخستین ساخته مریم بحر العلومی با بازی بازیگرانی چون محثه حیرت که سال اخیر نیز در فیلم خانه درخشیده بود، بهناز جعفری و ... در سی و ششمین جشنواره جهانی فجر به اکران در آمد.

از جهتی به نظر  میرسد از نگاه داوران جشنواره در حد و اندازه‌ای بوده که بتواند در مسابقات بین‌المللی سینمایی داخل کشورمان شرکت کند. البته باید معیار داوران جشنواره را سنجید و دلیل این کار را از آنها پرسید. آیا چون کارگردان آن دختری جوان است؟ چرا که پاسیو فیلمی ضعیف است که از فقدان داستانی قدرتمند و درست و حتا پرداختی تصویری و سینمایی رنج می‌برد سعی دارد خودش را در بین آثار سینمای مدرن امروزی کشورمان جا دهد.

فیلم از انجایی آغاز می شود که آقا مرتضی، پدر خانواده می‌میرد، و دختر او  با نام مینا  با بازی محدثه حیرت و همسرش با نام پوران و با بازی بهناز جعفری می‌مانند بدهی‌های او. مرتضی هم به همکارش و هم به پسر یکی از اقوام همسرش که از قضا خواستگار دیرینه مینا هم بوده  با نام رضا  بدهکار است و تنها چیزی که از خودش باقی گذشته یک خانه نسبتا کلنگی در یکی از مناطق مرکزی تهران است. مینا قصد دارد خانه را بفروشد و با پولش بتواند با معشوق جدید خود به استرالیا سفر کند و از اینکه پوران، زن بابایش، بی‌خانمان شود هم واهمه‌ای ندارد. در این بین مینا دوستی دارد با نام حمیرا و هر دو در کنار خیابان برای یک شرکت تاکسی آنلاین ثبت نام خیابانی انجام می‌دهند. رضا که هنوز به مینا علاقه‌مند است ولی دایم جواب رد از او می‌گیرد از این نحوه کار کردن مینا شاکیست و مشکلاتی هم در این بین پیرامون حمیرا و مردی به نام علی با بازی پوریا پور سرخ وجود دارد، فیلم ظاهری زنانه دارد و کاغذکادوی پیچیده شده دور خودش را با ظرافتی زنانه بافته اما برعکس در بطن خود کاملا هویتی مردانه دارد. معلوم نیست این اشتباه و تعابیر خواسته یا ناخواسته از ذهن کارگردان و فیلمنامه نویس وارد فیلم شده یا نه ولی مثال‌هایی که می‌توان برای آن زد یکی دوتا نیست: زنگ خانه از ابتدا تا انتهای فیلم خراب است و دو زن ساکن خانه دایم غر می‌زنند که نمی‌دانم کی بالاخره این زنگ را درست می‌کند. این ماجرا در انتها با کمک رضا، یعنی مرد داستان فیصله پیدا می‌کند و اوست که زنگ خانه را می‌تواند درست کند، انگار زن‌ها در طول این چند ماهی که فیلم گفته می‌شود، قادر نیستند راهی برای درست کردن این زنگ بیابند. یا در مثالی دیگر کار کردن مینا و حمیرا دایما مورد شماطت رضا قرار می‌گیرد و دیالوگی مثل: پول می‌خوای؟ بشین خونه من برات پول جور می‌کنم و خرجیت رو میدم. در فیلم شنیده می‌شود که در نهایت هم کار زن قهرمان قصه به همین مساله ختم می‌شود! حتی سکانس استخدام و دیالوگ‌های بی‌محتوایی که بین حمیرا و کارفرمایش رد و بدل می‌شود دال بر این دارد که زنان فقط برای پیدا کردن شوهر وارد محل کار می‌شوند

در مورد فیلمنامه ی پراکنده و تدوین سرهم بندی شده و بازیگری بازیگران اصلی فیلم، همگی دست به دست هم داده تا پاسیو برخلاف خواسته کارگردانش که مشخصا دوست داشته فیلمش یک فیلم خاص با حرف‌هایی خاص باشد، یک فیلم بی‌محتوا باشد که چرخش‌های داستانی در آن بی‌معنا و شخصیت‌ها بی‌هویت هستند. شاید بتوان گفت که این بی‌هویتی کاراکترهای فیلم نشات گرفته از دیالوگی که در خود فیلم ادا می‌شود یعنی دیالوگ: نصف مردم این شهر نمی‌دونن خودشون چی‌میخوان. باشد همچنین قهرمانان داستان پاسیو (اگر بتوان نام داستان بر آن نهاد) نمی‌دانند چه‌میخواهند و از آن بدتر کارگردان و فیلمنامه نویس معلوم نیست چه می‌خواستند

 

اما یک نکته مثبت فیلم صداست که کارگردان از تکنیکی در صداگذاری بهره برده که به خودی خود مساله بدی نیست و یک نوآوری به حساب می‌آید، اما در همین تکنیک هم مشکلاتی که پیش‌تر گفته شد دیده می‌شود. در برخی از سکانس‌ها به جای پخش نوای موسیقی (که جزو معدود عناصر خوب فیلم و ساخته مانی بیات، پسر بابک بیات است) صداهای طبیعی در پس زمینه شنیده می‌شود که روح خاصی به صحنه‌ها می‌بخشد. مثلا در هنگام عصبانی شدن رضا، صداهای دعوا از کوچه می‌آید و یا در حین سردرگمی مینا، صداهای شدید ترافیک خیابان‌ها. اما در همین تکنیک نسبتا جالب هم سکانس‌هایی وجود دارد که شامل دو کاراکتر زن فیلم، یعنی مینا و پوران، می‌شود و صدای پس زمینه برنامه آشپزی تلویزیون است! توگویی زنان از نظر فیلم عجین شده‌اند با کار در منزل و مطبخ خانه.

 

روی هم رفته به عنوان نخستین تجربه مستقل مریم بحرالعلومی فیلم دارای نقاط قوت و ضعف متفاوتی است، و فراز و نشیب زیاد دارد  و چشمه هایی از کم تجربگی نیز چه در فرم فیلم و چه از نظر فنی در آن به چشم می خورد اما این که کارگردانی زن آن را ساخته است ، نکته مثبتی تلقی می شود و شهامت و جسارت این کارگردان نیز از این منظر ستودنی و قابل تقدیر است.

دریا بشارتی

 

]]>
نگاهی به فیلم درساژ، از سفر به فستیوال های جهانی تا رسیدن به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر 2018-04-24T23:19:22+01:00 2018-04-24T23:19:22+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/20 پلان فیلم افزایش اختلاف طبقاتی یک مشکل جهانی است و جامعهٔ معاصر ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. پویا بادکوبه، کارگردان درساژ، توجه‌ها را به این شکاف از طریق زاویه دیدی تازه جلب می‌کند: از چشمان دختر نوجوان لجباز ی که نه فقط به مفهوم طبقه، که به اختلاف نسل‌ها نیز اشاره می‌کند. شاید نخستین مطلبی که در مواجهه با فیلم درساژ نظرمخاطب را به خودش جذب میکند معنای واژه درساژ باشد ، درساژ گرایشی در اسب سواری است و نامی نامانوس برای فیلم بادکوبه شمرده می‌شود. نامی که البته به حال و هو

افزایش اختلاف طبقاتی یک مشکل جهانی است و جامعهٔ معاصر ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. پویا بادکوبه، کارگردان درساژ، توجه‌ها را به این شکاف از طریق زاویه دیدی تازه جلب می‌کند: از چشمان دختر نوجوان لجباز ی که نه فقط به مفهوم طبقه، که به اختلاف نسل‌ها نیز اشاره می‌کند.

شاید نخستین مطلبی که در مواجهه با فیلم درساژ نظرمخاطب را به خودش جذب میکند معنای واژه درساژ باشد ، درساژ گرایشی در اسب سواری است و نامی نامانوس برای فیلم بادکوبه شمرده می‌شود. نامی که البته به حال و هوای فیلم می‌آید و انتخاب هوشمندانه‌ای بوده است. در اولین پروژه سینمایی بادکوبه افراد بزرگی در کنارش قرار دارند که از جمله آنها می توان به  کامبوزیا پرتوی که در عالم نویسندگی نبوغ و تجربه فراوانی دارد اشاره کرد که البته به عنوان مشاور سینمایی بادکوبه معرفی شده است. رگه‌هایی از قدرت داستان نویسی پرتوی هم در فیلم دیده می‌شود که این رگه‌ها چندان پررنگ نیستند و کارگردان ترجیح داده که امضا و هویت مستقل خودش را وارد فیلم کند.

 

اما درساژ به چه معناست؟ درساژ  به مسابقاتی گفته می‌شود که در آن سوارکار با اسب خود به جای مسابقه در پیست، حرکات نمایشی و زیبا انجام می‌دهد.‌ از همین جهت اسب‌های درساژ به جای اینکه در طبیعت و دشت مورد تمرین قرار بگیرند فقط در میدان‌های مخصوص با سوارکار خود تمرین می‌کنند. شخصیت اصلی فیلم درساژ هم دختری است که در میدان زندگی به رقابت با دیگران نمی‌پردازد، بلکه دوست دارد همانند این اسب‌ها، در مسیر مخصوص خودش قدم بردارد؛ مسیری که مورد تایید دیگران نیست. گلنسا دختریست نسبتا یکه‌تاز اما آرام و دقیقا به مثابه اسب‌هایی است که در زندگی عادی به سر نمی‌برند و با اینکه سختی و تلاش بیشتری می‌کنند، اما دیده نمی‌شود. او علی رغم مخالفت پدرش عاشق دویدن است و مسیرهای طولانی را با دوندگی می‌پیماید ولی این دوندگی او را از پای در نمی‌آورد. گلنسا می‌خواهد او را ببینند، اما نمی‌بینند و برای همین هم سرکشی می‌کند. فیلم با داستان چند نوجوان روایت می شود. نوجوان هایی که یک شب تصمیم می‌گیرند که برای شوخی به یک سوپری در مارکت محله‌شان دستبرد بزنند. برخی از اعضای این گروه بچه پولدار‌هایی هستند که نیازی به این کار ندارند و تمام هدف و ماهیت کار، یک شوخی است. آنها در نهایت به سوپرمارکت دستبرد زده و مقداری خوراکی و پول را می‌دزدند. بعد از انجام دزدی و تمام شدن ترشحات آدرنالینی که آنها انتظارش را می‌کشیدند، به خودشان آمده و متوجه می‌شوند که نوار ویدئویی داخل سوپرمارکت را برنداشته‌اند و حرکاتشان ضبط شده است. گلنسا که به نظر می‌رسد جایگاه اجتماعی مالی کمتری نسبت به سایرین دارد انتخاب می‌شود که برود نوار را بیاورد. او مخالف تصمیم جمع است اما ناچار است که برای ماندن در گروه ماموریتش را انجام دهد. گلنسا در نهایت فیلم را قبل از طلوع آفتاب برمی‌دارد اما ترجیح می‌دهد که آن را پیش خودش نگه‌دارد و دوستانش هرچه از او خواهش می‌کنند که ویدئو را در اختیارشان قرار دهد از این کار ممانعت می‌کند. از آنسو داستان والدین گلنسا با با بازی علی مصفا و شبنم مقدمی را داریم که می‌خواهند از کرج به تهران کوچ کنند و گلنسا به خاطر اسبی به نام الوند که در پیست نزدیک آنها قرار دارد؛ موافق این مهاجرت نیست....

 

ما با درامی روانشناختانه و شخصیت محور طرفیم و همین که فیلمی در این ژانر در سینمای کشورمان آن هم با محور قرار دادن نوجوانان دهه هشتادی  ساخته شده، یک کار ستودنیست. فیلم‌هایی در این مضمون باید بتوانند روی جزییات و پرداخت به داستان خود با قدرت کار کنند تا اثری ماندگار شوند. نگار مقدم یک تنه فیلم را به دوش می‌کشد و حضور او در کنار  بازیگران به‌نام‌تری همچون علی مصفا نیسز نقطه ضعفی به کار او وارد نکرده است. داستان داستان سیر تحول شخصیت گلسا است دختری که در ابتدای داستان در گیر و دار هیجانات نوجوانی است در انتهای داستان درک دیگری از جهان اجتماعی خود دارد، نگار مقدم برای این فیلم برنده بهترین بازیگر جشنواره شانگهای شد ،گلنسا همچنین پیش الوند،همان اسب درساز) که می‌رود زمین تا آسمان شخصیتش عوض می‌شود. این موضوع البته به خودی خود ایراد نیست و مفهومی است که کارگردان می‌خواهد از شخصیت او به بیننده القا کند. اینکه دختری سرکش و یاغی در پیش دوستانش و یا دختری آرام و ساکت در خانواده، پیش الوند به دختری سرخوش تبدیل می‌شود؛؛ یک پیام درباره روحیات این کاراکتر است اما متاسفانه رابطه شکل گرفته بین الوند و گلنسا مثل گزینه‌های همتای خود در سینمای جهان از آب در نیامده است. روابط بین اسب و انسان، مسائل پیچیده‌ای دارد که درباره آن مقالات متعددی هم نوشته شده و این رابطه روانشناسی در فیلم روایت شده ولی شکل درستی به خود نگرفته است.نگار مقدم اما با بازی خوبش و تلاش‌هایی که برای نقشش می‌کند ستودنی است. گلنسایی که او به تصویر می‌کشد، دختری است نوجوان که خشم‌هایش را فرو خورده و در طبقه اجتماعی متوسط هم قرار دارد. دختری که بسیاری از دختران ایران امروز هم نسل او هستند و می‌توانند این روحیات عجیب و غریبش را درک کنند؛ ولو اینکه مشکلات ریز و درشتی در پرداخت این روحیه وجود داشته باشد. به تدریج و با گذشت زمان فیلم مخاطب ابتدا سردر گم از تصمیم های گلسا اما با او همراه می شود تا سرانجام با او به امال و اهدافی که داشته برسد.

در نهایت نکات فنی فیلم ،از جمله فیلمبرداری صحنه همگی در سطح قابل قبولی هستند. بادکوبه با قاب تصویر غریبه نیست او تلاش خودش را کرده و در این تلاش از افرادی کمک گرفته که توانسته‌اند او را پشتیبانی کنند و فیلم اولش را آبرومندانه پیش ببرند. فیلم درساژ برخلاف ظاهر اولیه اش فیلم زنانه ای نیست و اگر کاراکتر اصلی آن دختری است در سنین نوجوانی در مقابله با جامعه ایرانی، معنی‌اش این نیست که با فیلمی فمنیستی روبرو هستیم بلکه این فیلم برای تمامی نسل نوجوان و جوان می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد و برای والدین آنها تلنگری باشد که آنها را ببینند.درساژ می‌توانست از چیزی که الان هست اثری به مراتب بهتر باشد ولی هم‌اکنون هم توانسته با سوژه نسبتا بدیع خود، جامعه ایران و نوجوانان و اختلافات طبقاتی حاکم در آن را به تصویر بکشد و کاری کند که اثری قابل قبول مواجه باشیم؛ اثری که با دیگر آثار سینمایی اکران شده تفاوت‌ دارد و در سینمای تکراری ایران حرف‌هایی برای گفتن دارد. حرف‌های درساژ شنیدنی هستند. و امید میرود فیلم در اکران عمومی خود نیز با اقبال خوبی مواجه شود.

مهدی کیانی

]]>
نگاهی به فیلم دولاتوف، نماینده روسیه در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر 2018-04-24T07:49:44+01:00 2018-04-24T07:49:44+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/21 پلان فیلم فیلم دولاتوف شش روز از زندگی نویسنده برجسته روسی را روایت می‌کند که توانست در دوران اوج محدودیتها در شورویِ دهه ۱۹۷۰، با نوشته‌های طنز و کنایه آمیزش دیدی متفاوت نسبت به محیط اطرافش ارائه دهد. سرگئی دولاتوف برای جلوگیری از هدر رفتن استعدادش و حفظ جایگاه خود به‌عنوان یک هنرمند، با شاعر و نویسنده یوزف برودسکی مجبور به مبارزه بود؛ آن هم در دورانی که در مقابل چشمان او، سایر دوستان هنرمندش زیر چرخهای سفت و سخت محدودیتهای دولتی له می‌شدند و مجالی برای بروز استعدادهایشان نمی‌یافتنددولاتوف جدیدترین ف فیلم دولاتوف شش روز از زندگی نویسنده برجسته روسی را روایت می‌کند که توانست در دوران اوج محدودیتها در شورویِ دهه ۱۹۷۰، با نوشته‌های طنز و کنایه آمیزش دیدی متفاوت نسبت به محیط اطرافش ارائه دهد. سرگئی دولاتوف برای جلوگیری از هدر رفتن استعدادش و حفظ جایگاه خود به‌عنوان یک هنرمند، با شاعر و نویسنده یوزف برودسکی مجبور به مبارزه بود؛ آن هم در دورانی که در مقابل چشمان او، سایر دوستان هنرمندش زیر چرخهای سفت و سخت محدودیتهای دولتی له می‌شدند و مجالی برای بروز استعدادهایشان نمی‌یافتند



دولاتوف جدیدترین فیلم الکسی گرمن می توانست «تصنیف نویسنده ای ناشناس» خوانده شود. حداقل این فیلمی است درباره نویسنده ای که در طول زندگی اش ناشناس باقی ماند و هنوز هم در غرب چندان صحبتی در موردش نمی شود، اگرچه پس از مرگش در سال ۱۹۸۹ در روسیه بسیار مورد توجه و ستایش قرار گرفت. این نگاه دقیق و تصویرسازی از دوران زندگی سرگئی دولاتوف، پرتره ای معمولی نیست و تا حد کمی هم می توان گفت که یک فیلم زندگی نامه ای است، اما بازسازی واقع گرایانه ای از دوران قدیمی از جامعه روسیه است، آن زمانی که ادبیات و هنر به عنوان مسائل مهمی در پیوند با زندگی و مرگ مورد توجه قرار می گرفت، زمانی که پافشاری روی اصول هنری تان از شانس تان برای زنده ماندن می کاست.

در این فیلم نقش دولاتوف  را میلان ماریچ بازیگر صربستانی بازی می کند که به عنوان اولین نقش بین الملی اش، نقش شخصیتی غمگین، گرم و مهربان را ایفا می کند.در این اثرروایتی نسبتا گنگ و درکل همراه با حسی رویاگونه باعث شده تا از این فیلم انتظار رسیدن به موفقیتی تجاری نداشته باشیم، اما جشنواره ها به سمت چنین فیلم هایی جذب می شوند که به صورتی غیر مستقیم تا این سطح به جان بخشیدن به هنرها و استعدادهای هنری در فضای سینما همچون دیگر حوزه های هنری می پردازند.

فیلم دولاتوف با وجود استفاده از تجمع و شلوغی ها و  دیالوگ هایی پیوسته ، فیلمبرداری های طولانی و هماهنگ، تا حد زیادی اثری است با همان سبک فیلم های قبلی آلکسی گرمن؛ همچون سرباز کاغذیفیلمی درباره برنامه فضایی شوروی و یا فیلم زیر ابرهای الکتریکی .دولاتوف می خواهد که به شکلی رویایی، ایده هایی جامع را ارائه بدهد. فیلم در واقع شامل دو صحنه رویایی جذاب است و به روایت یک هفته از رخدادهای واقعی زندگی دولاتوف می پردازد؛ نوینسده ای خوش ذوق که نمی تواند کارش را به چاپ برساند و از اتحادیه نویسندگان شوروی حذف می شود یکی از دلایل حذف او هویت ارمنی –یهودی اش و همچنین دیدگاه انتقادی کنایی اش است. مکان فیلم لنینگارد یا سن پترزبورگ امروزی در نوامبر ۱۹۷۱ است، هنگامی که یک فضایی سرد و خشک در جامعه حاکم شده و جایگزین دوره اندیشه های آزاد دهه ۶۰ می شد. دولاتوف شاعر با بازی میلان ماریچ به تازگی از همسرش جدا شده است و اکنون با مادرش در آپارتمانی زندگی می کنند. او محدودیت و موانعی را در نوشتن تجربه می کند و به فکر نوشتن یک رمان است، اما سعی می کند فعلا کاری در مجله ای صنعتی برای گذران زندگی داشته باشد.

دولاتوف در این هفته، که در فیلم به تصویر کشیده شده به قول خودش هفته ای از خوشی هایی اندک و اندوه هایی بزرگ، ملاقات هایی با همسر قبلی اش النا با بازی هلنا سوجکا دارد، با جوزف برودسکی آرتور بسچاستنیف نویسنده ای که بعدا برنده جایزه نوبل می شود در ارتباط است و غروب ها را روزی پس از دیگری در مهمانی های عصرانه می گذراند، جایی که هنرمندان و نویسندگان مبارز و غیر وابسته به آهنگ های جاز گوش می دهند و بحث های گرمی در مورد ارزش های شاعر ها و آثارشان دارند، چون این دوره زمانی بود که ادبیات یک مذهب و مسیری به سوی عقلانیت به حساب می آمد.برخی از اطرافیان دولاتوف وضعیت مناسبی ندارند، مرد جوانی در دفتر یک مجله ادبی اقدام به خودکشی می کند، یک نقاش پس از این که به خاطر ورودش به بازار سیاه بازداشت می شود، از دنیا می رود. درحالی که بقیه با  صرف نظر کردن از باورهایشان زنده می مانند. دولاتوف خودش شخصیتی است که با حفظ نگرشی طعنه آمیز همراه با شوخ طبعی و حتی همراه با هزل زنده می ماند، و یک بار هم با یک مخبر مست در مورد میزان علاقه مردم به خواندن لولیتا اثر نوباکوف موش و گربه بازی در می آورد. فیلم در مواقعی به نظر می رسد که بدون جهت خاصی تنها پیرامون یک هفته از رخدادهای زندگی دولاتوف می چرخد، اما سپس به جهت و مسیر مشخصی از مسائلی مرتبط با برشی از زندگی این هنرمندان می رسد. تعدادی اتفاق احساسی در داستان رخ می دهند، مهمترین آن ها پیدا کردن کودکانی در تونل مترویی است که در محاصره لنینگارد مرده بودند.

در کل فیلم حسی و حالی از هم خاطره و هم رویا بودن را به خود می گیرد و دوره ای از تاریخ روسیه را تصویر می کند که این روزها ممکن است به راحتی به فراموشی سپرده شود. دولاتوف به ایالات متحده مهاجرت می کند و نهایتا همان جا هم از دنیا می رود. در پایان فیلم هم جمله ای را در نقش راوی بیان می کند که این فیلم بسیار افسرده و سرشار از اندوه را با پیامی مثبت به پایان می رساند. او می گوید: ما هستیم.

این فیلم، فیلمی متمایز است، متمایز با این سبک کارگردان و با لحنی آرام و هنری، انتقادی به نسبت این دوره ما چه در روسیه و یا هرجای دیگر دنیا . این که اگر هنر و باور به هنر محدود و تضعیف شود همه ما با شکستی بزرگ مواجه خواهیم شد.

مهدی کیانی

]]>
نگاهی به فیلم گندم محصول ترکیه، آلمان، فرانسه، سوئد، قطر در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر 2018-04-24T02:55:51+01:00 2018-04-24T02:55:51+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/25 پلان فیلم سمیح کاپلان اوغلو یکی از فیلمسازهای به نام در سینمای نوین ترکیه است که امسال با فیلم گندم در سیو ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارد در نگاه اول سیاه و سفید بودن فیلم و همچنین مدت زمان آن یا حتا زمان و ساعت اکران این فیلم در جشنواره شاید نکاتی باشد که شما را با کلافگی و سر در گمی همراه کند . اما اگر از طرفداران سینمای سمیح کاپلان اغلو باشید هرچند متفاوت از سایر اثار او با فیلم همراه خواهید شد. این اثر که  داستان آن داستان پروفسور ارول ارین است که در آینده‌ای نزدیک سمیح کاپلان اوغلو یکی از فیلمسازهای به نام در سینمای نوین ترکیه است که امسال با فیلم گندم در سیو ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارد

در نگاه اول سیاه و سفید بودن فیلم و همچنین مدت زمان آن یا حتا زمان و ساعت اکران این فیلم در جشنواره شاید نکاتی باشد که شما را با کلافگی و سر در گمی همراه کند . اما اگر از طرفداران سینمای سمیح کاپلان اغلو باشید هرچند متفاوت از سایر اثار او با فیلم همراه خواهید شد.

این اثر که  داستان آن داستان پروفسور ارول ارین است که در آینده‌ای نزدیک اما نامعلوم در شهری زندگی می‌کند که با دیوارهای مغناطیسی از شر مهاجران چندقومیتی محافظت می‌شود. مزرعه‌های این شهر به دلایل نامشخصی دچار یک بحران ژنتیکی می‌شوند. ارول که نسل‌شناس بذر گیاهان است، در جلسه‌ای در اداره مرکزی شرکتی با نام «ناوس ویتا» که او را به کار گرفته‌اند، درباره نسل‌شناس همقطاری به نام جمیل آکمن می‌شنود که تزی درباره بحران‌های دامن‌گیر و تغییرهای ژنتیکی بذرهای اصلاح‌شده نوشته است. ارول راهی سفری برای یافتن جمیل می‌شود؛ سفری که تمام دانسته‌های او را تغییر خواهد داد.این فیلم همچنین بر اساس سوره‌ها و آیه‌هایی از قرآن نوشته شده و راوی داستان پساآخرالزمانی است که در آن انسان‌های باقی‌مانده یا در بقایای شهرها مستقرند یا در مزرعه‌هایی که زیر کشت رفته‌اند. در مناطقی که «سرزمین‌های مردگان» نامیده می‌شوند نیز مهاجرانی از خشکسالی و بیماری‌های مسری‌ای رنج می‌برند که از لحاظ ژنتیکی مشکلات خاص خودشان را دارند.

سینمای ترکیه را بطور عمومی با نام ییلماز گونی می شناسیم، اما در ادامه سینمای نوین ترکیه با درخشش هایی که در جشنواره های بین المللی داشت، خود را هرچه بیشتر بر سر زبان ها انداخت. کسانی مانند نوری بیلگه جیلان، فاتح آکین، سمیح کاپلان اوغلو و.. که برخی در ترکیه مشغول فیلمسازی هستند و برخی دیگر نیز در مهاجرت به این کار مشغول هستند. کاپلان اوغلو در میان دیگر فیلمسازان نسل جدید ترکیه، سینمای متفاوتی ارائه کرده است.

فیلم گندم در واقع بعد از سه گانه این کارگردان ساخنه شده است ، پیش از این فیلم عسل در واقع قسمت سوم سه گانه ای که دو فیلم دیگر آن  شیر  و  تخم مرغ  است. در فیلم  تخم مرغ  شخصیت اصلی فیلم را در ایام بزرگسالی می بینیم و محرک اصلی آن فیلم مرگ مادرش است. در  شیر  دوران نوجوانی شخصیت  یوسف  را شاهدیم که درگیر بحران هویت است و قصد دارد شاعر شود. در اینجا دوران کودکی شخصیت یوسف را دیدیم و محرک اصلی فیلم نیز مرگ پدر او بود. در واقع او در ساخت این سه گانه، روال زمانی وقایع را معکوس کرده و از بزرگسالی به کودکی رسیده است. تمامی این فیلم ها به هم مرتبط هستید، ولی هر کدام در زمان حال می گذرد و گذشته افراد در آنها چندان مهم نیست. همچنین در خصوص چرایی معکوس شدن روال زمانی در این سه گانه به نظر می رسد این کار دلیلی کاملا شخصی داشته است. گویی که کاپلان اوغلو بخشی از زندگی خودش را در فیلم آورده باشد. کارگردان در واقع هر سه فیلم را به چشم یک فیلم دیده و شروع کرده داستان آن را به شکل معکوس تعریف کند. در فیلم نخست از شخصیت  یوسف  و گذشته اش چیزی نمی دانیم و به همین دلیل برای ما کمی عجیب به نظر می رسد. در فیلم دوم که او را در دوران نوجوانی می بینیم، باز هم از گذشته او خبر نداریم. در قسمت سوم این سه گانه است که این معماها باز می شویم و به عنوان مثال می فهمیم چرا دوست داشته شاعر شود. از این نظر می توان گفت سه گانه ی کاپلان اوغلو شبیه فصل های مختلف یک رمان است که با زبان و نگاهی شاعرانه نوشته شده است. البته اگر فیلم  گندم هم در ادامه این سه گانه ساخته شده، قاعدتا شاهد ساختارشکنی هایی در این مسیر هستیم و باید شاهد آثار جدید وی نیز بود

جریان های مختلفی در سینمای مدرن ترکیه وجود دارند، اما در این میان دو جریان غالب وجود دارد؛ یکی از این جریان ها تحت تاثیر سینمای عباس کیارستمی شکل گرفته و دیگری متاثر از سینمای مجید مجیدی است. در جریان اول کسانی مانند نوری بیلگه جیلان را داریم که به رغم تفاوت هایش با کیارستمی از نظر قصه گویی، کاملا تحت تاثیر او قرار دارد. اما در جریان دوم کسانی مانند کاپلان اوغلو را داریم که هم از نظر شماتیک و هم از نظر تماتیک به او شباهت دارند. مجیدی یک سال در استانبول دوره سینمایی برگزار کرد که از دل آن کسانی بیرون آمدند که بعدها این جریان سینمایی را شکل دادند. آنچه "رئالیسم معنوی" نامیده می شود را در زندگی شخصی کاپلان اوغلو هم می توان مشاهده کرد. جامعه ترکیه در طول 50 سال اخیر فراز و نشیب های بسیاری را از سر گذرانده است و نقش روشنفکران مذهبی این کشور در شکل گیری این دیدگاهها تاثیر داشته است.شباهت های فیلم "عسل" و "رنگ خدا"ی مجیدی بسیار زیاد است. اولین شباهت، به دو شخصیت کودک فیلم ها برمی گردد که هر دو دچار یک ناتوانی گفتاری یا دیداری هستند. این دو کاراکتر که به لحاظ جسمی کامل به نظر نمی رسند، حامل والاترین معانی بشری می شوند و فطرت پاک انسانی را به نمایش می گذارند. در این دو فیلم شاهد جهان تمثیلی کودکانه ای هستیم که ایده آل است و دچار آلودگی ها نشده است. نارسایی های جسمی این کودکان مانعی بر سر راه بروز جهان پاک کودکانه آنها نیست و آنها همچون قهرمانان به ما پیام هایی جهانی می دهند.

مساله مشترک دیگر در فیلم آشتی انسان با طبیعت و جامعه و خود است. طبیعت وجودی دارد که در فرهنگ مشترک دو کشور از مقام والایی برخوردار است. اگر مدرنیته ما را از شر بیماری های جسمی خلاص کرد، اما با دور کردن ما از طبیعت به ما ضربات روحی وارد کرد. اما در این فیلم شاهد پیوند دوباره انسان با طبیعت هستیم. عناصر طبیعی در فیلم های کاپلان اوغلو نقش بسیار مهمی دارند و به جز بحث نشانه شناسی تصویری می توان به نشانه های تماتیکی اشاره کرد که در سینمای کاپلان اوغلو و مجید مجیدی مشترک است.

می دانیم که بسیاری از منتقدان سینمایی فیلم های او را با برگمان مقایسه کرده اند، در آثار او به وضوح رگه هایی از سینمای کیارستمی را می بینیم. همچنین جنس تصویر، میزانسن، نورپردازی، صحنه پردازی و.. کاملا تحت تاثیر نگاه آندری تارکوفسکی است. خود تارکوفسکی هم البته تا حدی به آنچه  رئالیسم معنوی  نامیده شد، باور داشت و تلاش می کرد بر اساس آن فیلم بسازد.

در آثار کاپلان اوغلو می بینیم که طبیعت هم شان انسان است و در اینجا کاملا به تارکوفسکی نزدیک می شود. پس می توان به طرح این سوال پرداخت که نسل جدید فیلمسازان ترکیه تا چه حد تحت تاثیر کسانی مانند تارکوفسکی بوده اند که گرایش شرقی هم دارند؟ در خصوص تاثیرپذیری از سینمای تارکوفسکی باید بگویم که تارکوفسکی یک معماست. نوشته هایی در خصوص تاثیرپذیری سینماگران جوان ایران و ترکیه از او خوانده ام ولی به گمانم این قضیه جای بحث دارد. نباید در مورد تاثیر تارکوفسکی اغراق و او را بیش از اندازه برجسته کنیم. آنچه به عنوان مثال در فیلم دیدیم در واقع یک گرایش شرقی است. ما برای برخی از احساسات پاک شرقی مان به دنبال منبعی در غرب می گردیم که به آن ارجاع دهیم. در حالی که برای اثبات حقانیت خود نیازی به این کار نداریم. تارکوفسکی چهره مهمی در سینمای اروپاست ولی سینمای اروپا در او خلاصه نمی شود. اهمیتی که ما به او می دهیم را خود اروپایی ها به او نمی دهند. او را همانگونه که هست می پذیرند و در موردش اغراق نمی کنند. ما هم نباید درباره تاثیر او اغراق کنیم.

فیلم گندم را شاید بتوان فیلمی اخر الزمانی دانست در جهانی که عقلانیت انسان مدرن ودستبردن او در جهان مدرن باعث فاجعه ای جهانی شده قهرمان داستان در مسیر جسنجوی تکه ای باقی مانده از خلقت دستکاری نشده و محض خداوند قصه ای را می سازند که خود این قصه از داستان های اساطیری چون داستان خضر نبی و ... بهره برده

در هر صورت پیشبینی می شود از آنجایی که فیلم های این فیلم ساز ترکیه ای طرفداران خاص خودش را دارد سایر اکران عمومی ان در جشنواره با اقبال خوبی مواجه شود

دریا بشارتی

 

]]>
نگاهی به فیلم معدنچی به کارگردانی هانا اسلاک در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر 2018-04-22T21:10:34+01:00 2018-04-22T21:10:34+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/22 پلان فیلم فیلم معدنچی به نویسندگی و کارگردانی هانا اسلاک محصول کشور کرواسی, اسلوونی روایت آلیا مهاجری مسلمان است که تمامی اعضای خانواده اش را در جنگ از دست داده و اجساد آنها در جای غیر مشخصی دفن شدند و او که این موضوع را از فرزندان و همسر خود پنهان کرده است همیشه در تنهایی خود از اینکه حتی نتوانسته برای اعضای خانواده خود مراسم خاکسپاری برگزار کند غمگین و ناراحت است. این فیلم 15 سال بعد از جنگ بوسنی را روایت می کند و این مهاجر معدنچی به صورت تصادفی در معدن متروکه ای با بقایای اجساد غیرنظامیانی در ی فیلم معدنچی به نویسندگی و کارگردانی هانا اسلاک محصول کشور کرواسی, اسلوونی روایت آلیا مهاجری مسلمان است که تمامی اعضای خانواده اش را در جنگ از دست داده و اجساد آنها در جای غیر مشخصی دفن شدند و او که این موضوع را از فرزندان و همسر خود پنهان کرده است همیشه در تنهایی خود از اینکه حتی نتوانسته برای اعضای خانواده خود مراسم خاکسپاری برگزار کند غمگین و ناراحت است. این فیلم 15 سال بعد از جنگ بوسنی را روایت می کند و این مهاجر معدنچی به صورت تصادفی در معدن متروکه ای با بقایای اجساد غیرنظامیانی در یک گور دسته جمعی مواجه می شود که از شواهد مشخص است توسط فاتحان جنگ جهانی دوم کشته شدند.
شرایط زندگی مرد معدنچی پس از رویارویی با این صحنه دچار دگرگونی می شود و برای احقاق حقوق از دست رفته این قربانیان تلاشهای زیادی می کند و در این مسیر با تهدید و مشکلات بزرگی رو به رو می شود. معدن خالی‌ای که برای سرکشی به آلیا سپرده اند، دست کمی از تاریخی ندارد که قرار است کسی سراغی از آن نگیرد و به امان خدا رها شود. همیشه چیز‌هایی هست که باید پنهانشان کرد و پافشاری اولیه رئیس جوان معدن‌ها برای این که آلیا باید تک و تنها روانه معدن شود نشانی از همین پنهان کاری است، هرچند آیا خوب می‌داند که نباید به ظاهر چیز‌ها قناعت کرد و باید دیوار‌های کاذبی را که بعدا ساخته شده اند، خراب کرد و به چیز‌هایی رسید که پشت این دیوار هستند؛ چیز‌هایی که مایه شرمند؛ خاطرات نسل کشی‌هایی که قاعدتا باید مایه روسیاهی آدم‌هایی باشد که در آن روزگار کلمه‌ای به زبان نیاورده اند و آهسته از کنار این خاطرات گذشته اند.تفاوت آدم‌های باغی با آدم‌های معمولی در همین چیزهاست. آدم‌های معمولی سعی شان معمولا این است که آهسته از کنار همه چیز بگذرند و آرامش زندگی خودشان را به هم نزنند، اما آدم‌های باغی قاعده بازی را به هم می‌زنند.اصلا با صدای بلند اعلام می‌کنند که هر قاعده‌ای برای شکستن است. همین است که ماجرای سر در آوردن از این معدنی در بسته برای الیا شباهت غربی به ماجرای سال‌های دور زندگی خودش در سربرنیتسا پیدا می‌کند؛ جنایتی که جهان چشم بر آن بست و ترجیح داد درباره اش حرفی نزند. یک نسل کشی تمام عیار.آن سال‌ها خبر‌ها را نمی‌شد به سادگی به دست آورد. خبر‌ها محدود بودند به روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون و توافقی جمعی کفایت می‌کرد برای این که چنین خبر‌هایی یا پخش نشوند یا نسخه کمرنگ شده و محوشان به گوش مردم برسد. اما حالا زمانه دیگری است. سال‌ها گذشته.این جاست که آلیا می‌بیند فرقی ندارد که شصت سال اتفاقی افتاده یا بیست سال پیش، مسئله این است که همیشه عده‌ای هستند که چیز‌هایی را زیر خاک پنهان می‌کنند به امید این که پیدا نشوند و تازه به همین اکتفا نمی‌کنند و قفل عظیمی هم به در می‌زنند تا دیگر هیچ کس نتواند از این راز سر در آورد، اما گاهی آدم‌هایی مثل آلیا سر از این جا‌ها در می‌آورند و آن وقت دنیا می‌ماند و شرمندگی و یافتن راهی برای پنهانکاری‌های بعدی، هیچ چیز را نمی‌شود تا ابد پنهان کرد و هرچه سال‌ها پیش زیر خاک رفته بالاخره روزی از زیر خاک بیرون می‌آید.مشکل آدم‌هایی که این چیز‌ها را پنهان می‌کنند این است که خیال می‌کنند همه مثل خودشان هستند، اما وقتی کار را به آدمی مثل ألیا می‌سپارند آن وقت باید چشم به راه افشای راز‌هایی باشند که زیر خروار‌ها از بین نرفته اند. آنچه حقیقت می‌نامند چنین خاصیتی دارد.

معدنچی داستانی واقعی است و به بخش هایی از تاریخ خشونت در جنگها اشاره می کند که رازهایی بوده که امروز همه از آن مطلع هستند ولی گفت و گو درمورد آن به تابو بدل شده و ممنوع است. واقعیت، امری مطلق است و تفسیرها از آن متفاوت است و نمی توان تاریخ را به دروغ برای نسل های امروز روایت کرد، واقعیت های دردناکی در جنگ ها تجربه شده است که به آسانی پنهان شده است و فیلمساز با طرح چنین موضوعاتی می تواند با عریان کردن این حقایق تلخ، از فروپاشی احساسی در جوامع جلوگیری کند.مهاجران نقش مهمی در فرهنگ غالب جوامع دارند و این فیلم به بررسی جایگاه اسلام در یک کشور اروپایی و سکولار می پردازد و تلاش می کند جستجوی هویت انسانی افراد را فارغ از مکان و جغرافیا به تصویر بکشد.سینما دارای دو کارکرد است که نخست تلاش می کند از گذشته رها شویم و دیگر اینکه، آینده را بسازیم و مجموع آنها می تواند منجر به تغییر شود.
این فیلم به عنوان نماینده اسلوونی به اسکار معرفی شد ولی نظام سرمایه داری حاکم بر سینمای جهان اجازه دیده شدن این فیلم ها را نمی دهد و پول در سینمای امروز به یک عیار برای جایگاه فیلم ها تبدیل شده است.
فیلم معدنچی همچنین نهمین فیلم هانا اسلاک، در جشنواره فیلم ورشو نیز موفق به دریافت دو جایزه شده و اولین نمایش خود در آسیا را در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر تجربه کرد.

مهدی کیانی

]]>
نگاهی به فیلم او (خانه) در جشنواره جهانی فیلم فجر 2017-05-05T14:10:39+01:00 2017-05-05T14:10:39+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/16 پلان فیلم فیلم او (خانه) دومین ساخته اصغر یوسفی نژاد یکی دیگر از آثار راه یافته به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر است که در سال 1395 در شهر تبریز جلوی دوربین رفته است.ماجرای این فیلم حول یک وصیت‌نامه می‌چرخد. مردی از دنیا رفته و همه دور جسد او جمع شده‌اند اما این جسد از چشم تماشاگر دور نگه داشته می‌شود. متوفی وصیت کرده که بعد از مرگ، جسد او را در اختیار دانشکده پزشکی برای استفاده علمی قرار دهند اما دخترش شدیداً مخالف است.با کمی تحقیق و پژوهش پیرامون هنروران این اثر چیزی که بیش از هرچیز فیلم او (خانه) دومین ساخته اصغر یوسفی نژاد یکی دیگر از آثار راه یافته به سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر است که در سال 1395 در شهر تبریز جلوی دوربین رفته است.

ماجرای این فیلم حول یک وصیت‌نامه می‌چرخد. مردی از دنیا رفته و همه دور جسد او جمع شده‌اند اما این جسد از چشم تماشاگر دور نگه داشته می‌شود. متوفی وصیت کرده که بعد از مرگ، جسد او را در اختیار دانشکده پزشکی برای استفاده علمی قرار دهند اما دخترش شدیداً مخالف است.

با کمی تحقیق و پژوهش پیرامون هنروران این اثر چیزی که بیش از هرچیز توجه را به خود جلب می کند تئاتری بود اکثر بازیگران این اثر است. شاید همین موضوع پلان سکانس های طولانی این اثر را با ثبات، تماشایی و قابل تامل کرده است، هر چه قصه جلوتر می رود در موازات فضای تجربی فیلم خط روایی به آن شکل گیری نهایی که هدف فیلمساز بوده می رسد، به همین دلیل تماشاگر با فیلم ارتباط تنگاتنگی برقرار می کند از مختصات ساختاری فیلم مشخص است که فیلمساز به هیچ وجه قصدش بدست آوری سرمایه نبوده به همین دلیل به درستی  توانسته قصه یی ساده و بکری را در غالب فضای تجربی جلوی دوربین ببرد اثری که بیشتر قصد دارد ساختار شکن باشد و در فضا و موقعیت محدود حرف بزرگی بزند؛ فضای تجربی فیلم با قواعد دراماتیک منطبق شده است و یوسفی نژاد به عنوان فیلمساز با فرم به محتوا رسیده است محتوایی بکر که با خلاقیت فرمیک به یک فیلم جذاب تبدیل شده، این اثر با توجه به شرایط ساختاری اش به هیچ وجه پز روشنفکری نمی دهد یا در میزان سن ها حرکات اضافی یا افه های سینمایی نمی بینیم فیلمساز ما با بهره گیری از یک موضوع درام توانسته خط روایی فیلمش را طوری شکل بدهد که مخاطب عام و خاص بتواند با آن ارتباط برقرار کند، از سوی دیگر یوسفی نژاد با خلق سکانس پلان های متعدد فضاهایی را خلق کرده که باعث شکل گیری محتوا هم می شود اساسا سکانس پلان ها طوری طراحی شده اند که غلو شده به نظر نمی رسند ، کلیت فیلم خانه اگر چه به فیلم کوتاه شباهت دارد اما قصه کشش لازم برای یک فیلم بلند را دارد، یوسفی نژاد در هفتاد و پنج دقیقه با روایتی صریح و شفاف به یک موضوع انسانی پرداخته است دختری که برای به ثروت رسیدن با همکاری شوهرش پدر پیرش را مسموم می کند تا بمیرد از سوی دیگر پدر در زمان حیاتش وصیت می کند تا بعد از مرگش جنازه اش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا دانشجویان جوان آن را تشریح کنند، نگرش فیلمساز به جایگاه انسان ها در بطن شخصیت پردازی ها نهفته شده است به هیچ وجه تصویری از جنازه ی پدر نمی بینیم پدر وصیت کرده بعد از مرگش جنازه ش را به دانشگاه پزشکی بدهند تا پزشکان جوان آن را تشریح کنند تا به علم شان اضافه شود پدر در سودای علاقه به پزشکی همچین وصیتی کرده و آن مسئول دانشگاه تلاش می کند تا جنازه را به دانشگاه ببرد اما از سوی دیگر دختر به همراه شوهرش پدر را مسموم می کند که خانه را بفروشند تا جایگاه اجتماعی شان ارتقا یابد، یوسفی نژاد با نگاه امروزی توانسته فیلمی جسورانه با جسارت های فرمیک بسازد فیلمی که در ساده بودنش حرف های بزرگی در آن گنجانده شده اما این حرف ها بصورت ملودرام های مرسوم شکل نگرفته زیرا که فیلمساز در اوج و فرودهایش از تعلیق های منطقی استفاده کرده به طور مثال از آغاز فیلم دختر شیون و گریه زاری می کند، فیلمساز هوشمندِ ما بازیگری را برای این نقش پیداکرده که میمیک ساده و مظلومی دارد دختر نمی گذارد تا جنازه پدر را به دانشگاه پزشکی ببرند تماشاگر با احساسات دختر همذات پنداری می کند، یوسفی نژاد گره گشایی را چنان از تماشاگر پنهان نگه داشته تا بتواند فیلمش را با یک شوک یا غافلگیری به پایان برساند، اصول پرداخت داستانی که در فیلم خانه دیده می شود بر اساس پایان آن شکل گرفته، چرا دختر نمی گذارد جنازه ی پدر را برای تشریح به دانشگاه پزشکی ببرند؟  یعنی یوسفی نژاد از دختر که مظلوم نمایی می کند یک شخصیت ضد انسان و خبیث ساخته است، این همان شیوه ی پرداخت صحیح در درام پردازی ست که فیلمساز با هوشمندی می تواند تماشاگر را روی صندلی نگه دارد و احساسات او را جریحه دار کند پایانی شوک آور و البته دور از انتظار، در موازات نکات مثبت این فیلم باید اضافه کرد که یوسفی نژاد توانسته با فضای تجربی به نوعی ساختار شکنی کند یا دست به رسیک های مختلف بزند. فیلمساز در یک لوکیشن با بازیگرانی که تا به حال آن ها را ندیده ایم توانسته به بهترین نحو دومین فیلمش را بسازد، انتخاب بازیگران به خصوص محدثه حیرت و کنترل در هدایت آن ها یکی دیگر از نکات مهم این فیلم محسوب می شود، مطمئنا اگر یوسفی نژاد این فیلم را با بازیگران چهره می ساخت تا این حد و اندازه تاثیر گذار نبود، فیلمساز در طول فیلم هیچ تاکید یا اشاره یی به پایانبندی نمی کند اما مهم ترین نکته ی فیلم خانه در تاثیر گذاری و غافلگیری نهایی آن است و در موازات آن رد و بدل شدن دیالوگ های ترکی البته با زیرنویس فارسی فضای فیلم را جذاب کرده است . این فیلم در اکران عمومی در بخش هنر و تجربه می تواند به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کند. این فیلم با ساختاری استاندارد و قصه یی منسجم می توانست در اکران غیراز هنروتجربه هم موفق باشد چرا که فیلم خانه باعث ارتقای سلیقه ی مخاطبان سینما می شود، سینمایی که نوآور و خلاق است. 
مهدی کیانی
]]>
نگاهی به فیلم فرانتز در جشنواره جهانی فیلم فجر 2017-04-29T23:46:05+01:00 2017-04-29T23:46:05+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/19 پلان فیلم جالب است اگر بدانید فیلم «فرانتز» در اولین هفته نمایش عمومی خود ۱۵۷ هزارتماشاگر را به سینماها کشاند. فرانسوا ازون کارگردان خوش قریحه این فیلم سناریو را برمبنای نمایشنامه ای به نام «مردی که کشتمش» اثر موریس روستاند اقتباس کرده است. او به شکل ماهرانه ای در زوایای شخصیت های خلق شده کنکاش می کندو احساسات درونی آنها را همچون نقاشی چیره دست به تصویر می کشد. لازم به توضیح است که از این ماجرا، ارنست لوبیج درسال ۱۹۳۲ نیز فیلم قابل توجهی ساخته بود. بعد از پایان جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۴۶_۱۹۱۸) فرانسوا ازون کارگردان خوش قریحه این فیلم سناریو را برمبنای نمایشنامه ای به نام «مردی که کشتمش» اثر موریس روستاند اقتباس کرده است. او به شکل ماهرانه ای در زوایای شخصیت های خلق شده کنکاش می کندو احساسات درونی آنها را همچون نقاشی چیره دست به تصویر می کشد.
لازم به توضیح است که از این ماجرا، ارنست لوبیج درسال ۱۹۳۲ نیز فیلم قابل توجهی ساخته بود.
بعد از پایان جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۴۶_۱۹۱۸) در یک شهرکوچک آلمان، آنا نامزد سربازی آلمانی به نام فرانتز که در جنگ کشته شده هر روز بر سر قبر او می رود. آنا در یکی از این روزها متوجه می شود که جوان ناشناسی بر سر این قبر آمده و بسیار تحت تاثیر قرار گرفته و سپس گریه کنان آنجا را ترک می کند. کنجکاوی دختر جوان تحریک می شود و مرد جوان را دنبال می کند. مرد جوان که دراین شهرغریبه است، برای خودمکانی می یابد و باز در روزهای بعد به سرهمین قبر بازمی گردد و همچنان تحت تاثیر شدید قرار می گیرد و آنجا را ترک می کند، بعدا معلوم می شود که این مرد جوان سربازی فرانسوی بوده و در جریان جنگ جهانی با فرانتز روبرو شده و او را کشته است، اما حالا دوست دارد برای طلب بخشش از خانواده مقتول، با آنها رابطه برقرار کند. مرد جوان پیش خانواده سرباز آلمانی ادعا می کند که دوست فرزندشان بوده و با هم درپاریس موزیک می زده و به موزه لور می رفته اند و…
دختر که در ابتدا به سختی سرباز فرانسوی را قبول می کند، به خاطرعشقی که به فرانتز داشته، می خواهد بیشتر درباره نامزدش بداند. رفته رفته دوستی عمیقی بین آنها و همین طور میان فرانسوی ها وآلمانی ها شکل می گیرد. تا اینکه پسر فرانسوی سخت مریض می شود و به کشورخود برمی گردد اما دختر دل به او بسته است وهردو برای هم نامه های عاشقانه می نویسند تا روزی که معلوم می شود بخش عمده حرف های جوان فرانسوی دورغی بیش نبوده است. مرد جوان سپس خود را ناپدید می کند، دخترکه از او کلا بی خبر می ماند به پاریس می رود و به جستجوی او می پردازد…
ساختار روایتی ماجرا در سطح های مختلفی بازگو می شود و در نحوه ارائه آن، داستانی کشش دار گنجانده شده وگیرائی خاصی به فیلم داده که لحظه به لحظه تماشاگررا با خود همراه می کند.
موقعیت هائ شخصیت ها جابجا می شوند، جایگزینی شخصیت ها از دید آن دیگری بعد جدیدی به اثر می بخشد. قهرمان داستان که اسمش عنوان فیلم را یدک می کشد در خود فیلم حاضرنیست اما همه درباره اش صحبت می کنند و عاشق او هستند و همین کنجکاوی تماشاگررا بیشتر میکند.
دیالوگ نویسی بسیار هوشمندانه، موقعیت های سورپرایزکننده در طول داستان، می تواند برای سناریونویسان تازه کار و حتی با تجربه نیز آموزه های جالبی باشد.
جدا از این ها فیلمبرداری عالی سیاه وسفید فیلم، بازیهای بسیار خوب به ویژه «پییر نینیه» در نقش سرباز فرانسوی و «پلا بر» در نقش نامزد فرانتز– به خلق این اثر ماندنی کمک می کند.
میزانس های فرانسوا ازون را نیز نباید از یاد برد. استفاده از رنگ ، درلحظاتی که شخصیت ها با شادی زندگی می کنند، جالب توجه است. صحنه های پایانی فیلم با رویاهای آنا پایان می گیرد، اگرچه این دختر جوان برای به دست آوردن سرباز فرانسوی به پاریس رفته و با هزاران مشکل پیدایش می کند، اما دوباره او را ازدست می دهد، اما با این حال، حالا دیگر حاضر نیست پاریس را ترک کند، چیزی در قلب این دختر جوان شکسته و چیز جدیدی در او متولد می شود و آن تابلوئی است که در موزه لوور او را جادو کرده است
مهدی کیانی
]]>
نگاهی به فیلم نگار در جشنواره جهانی فیلم فجر 2017-04-29T23:17:56+01:00 2017-04-29T23:17:56+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/17 پلان فیلم یکی دیگر از آثار اکران شده در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر نگار اثر رامبد جوان است عمده فیلم‌های سینمای ایران درون یک خانه قدیمی یا یک آپارتمان می‌گذرد. در رفت‌وآمد شخصیت‌های فیلم و دوربینی که عمدتاً روی دست است، با روابط خانواده یا زوج اصلی آشنا می‌شویم و… سینمای اجتماعی معمولاً واژه‌ای است که کارگردان‌ها برای توصیف کارهای خود به کار می‌برند و حتی در غلطی مصطلح به عنوان «ژانر» اجتماعی عنوان‌شده است. این جریان اصلی سینمای ایران به‌خصوص در جشنواره فجر جایی که روزی چند فیلم می‌ب یکی دیگر از آثار اکران شده در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر نگار اثر رامبد جوان است

عمده فیلم‌های سینمای ایران درون یک خانه قدیمی یا یک آپارتمان می‌گذرد. در رفت‌وآمد شخصیت‌های فیلم و دوربینی که عمدتاً روی دست است، با روابط خانواده یا زوج اصلی آشنا می‌شویم و… سینمای اجتماعی معمولاً واژه‌ای است که کارگردان‌ها برای توصیف کارهای خود به کار می‌برند و حتی در غلطی مصطلح به عنوان «ژانر» اجتماعی عنوان‌شده است. این جریان اصلی سینمای ایران به‌خصوص در جشنواره فجر جایی که روزی چند فیلم می‌بینیم بیشتر از قبل به چشم می‌خورد. در این شرایط «نگار» از همان شروع نوید یک هوای تازه را می‌دهد. فیلمی با حضور پلیس بالای یک جسد در پارک جنگلی آغاز می‌شود. افسر پلیس بالباس شخصی (با بازی علیرضا آقاخانی کشف دلپذیر بهنام بهزادی در فیلم تنها دو بار زندگی می‌کنیم) قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد آقای ولیان کجا از ماشین پیاده شده، به کدام سمت رفته و کی با اسلحه به مغز خودش شلیک کرده است. در کنار او آقای ولیان (با بازی علیرضا شجاع نوری) همه این توضیحات را عملاً اجرا می‌کند. این صحنه بازسازی یک خودکشی است؟ با پیش رفتن فیلم درمی‌یابیم حضور شجاع‌نوری در صحنه یک حضور ذهنی است. این فرم بارها و بارها در فیلم تکرار می‌شود و نگار در ذهنش به پدرش و پدرش به او تبدیل می‌شود. نگار یگانه کسی است که خودکشی پدرش را باور ندارد و قدم‌به‌قدم به کشف راز مرگ پدرش و مشکلات مالی او با بهمنی شوهرخاله نگار و بهتاش (با بازی آتیلا پسیانی و مانی حقیقی) نزدیک می‌شود.
فیلم البته از قواعد یک فیلم معمایی پیروی نمی‌کند. مهم‌ترین گره‌های داستان نه با هوش یک کاراگاه یا پیگیری نگار که به شکلی متافیزیکی حل می‌شوند. چک هفت میلیاردی پدرنگار که سرنخ تمام مشکلات است، بعد از یکی از کابوس‌های نگار توی دست او پیدا می‌شود. روایت پیچ‌درپیچ دائم به جلو می‌رود و وقتی متوجه می‌شویم باز در یکی از رؤیا/تصورات ذهنی نگار بوده‌ایم یک‌قدم به عقب می‌آید.
فیلم بیش از هر چیز «اعترافات ذهن خطرناک من» فیلم دو سال پیش هومن سیدی را به یاد می‌آورد اما پیچیدگی‌های کمتری نسبت به داستان آن فیلم دارد و در عوض پیچیدگی را به روایتش منتقل کرده است. یک عامل دیگر این شباهت بازی نگار جواهریان در هردو فیلم آن هم با گریمی بسیار شبیه است. جواهریان با فیزیک ریزنقش‌اش دور از ذهن‌ترین قهرمان زنی است که وارد بازی بزرگان شده و حق خود و کشف راز مرگ پدرش را از آن‌ها می‌خواهد و وقتی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد از دست زدن به خشونت هم اصلاً ابایی ندارد.

رامبد جوان در یک تصمیم درست این بار جلوی دوربین نیامده و در انتخاب بازیگران هم دست به انتخاب‌های عجیب‌وغریبی نزده است. برای نقش یک عاشق رمانتیک و فداکار که البته می‌تواند روی کاملاً متضادی هم داشته باشد، سراغ بازیگر ابدی این نقش‌ها در سینمای ایران یعنی محمدرضا فروتن رفته است. فروتن با مکث‌ها و رگ گردن برجسته کردن موقع ادای دیالوگ‌های عاشقانه سعی‌اش را در خراب کردن فیلم کرده، اما نقش و فیلم‌نامه و هدایت دوربین موفق شده جلوی او را بگیرد!
مانی حقیقی هم که کم‌کم در سینمای ایران تبدیل به کلیشه نقش مردان پولدار و شیطانی می‌شود و این کلیشه را به کلیشه قبلی‌اش یعنی مرد جذاب و دخترکش اضافه می‌کند، در اینجا هم نقش مشابهی دارد. ظاهراً بیش از حد روی جذابیت او حساب کرده‌اند و اغراقی که در بعضی حرکات دارد تماشاگر را به خنده هم می‌اندازد. اشکان خطیبی در یک نقش بسیار کوتاه، بازی‌ای مشابه کار هومن سیدی در فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من» دارد و یک خلافکار خرده‌پا و چت و کمی بامزه است. فیلم اما فیلم نگار جواهریان است. نقشی با گستره احساسات وسیع و درعین‌حال بسیار فیزیکی دارد و از زدوخورد تا تیراندازی را تجربه می‌کند. اکستریم کلوزآپ‌های جواهریان هم نشان می‌دهد پشت دوربین کسی قرار گرفته که اعتقاد راسخ به او دارد. «نگار» نشان از یک سینمای متفاوت با جریان اصلی سینمای ایران دارد. سینمایی که روی توانایی‌های تکنیکی و پیچیدگی در روایت حساب کرده است تا روی جذابیت کاراکترها یا آسیب‌شناسی اجتماعی. موفقیت یا عدم موفقیت این تجربه خیلی چیزها را در آینده سینمای ایران می‌تواند تغییر دهد.

مهدی کیانی

]]>
نگاهی به فیلم تاریکی در جشنواره جهانی فیلم فجر 2017-04-27T23:35:59+01:00 2017-04-27T23:35:59+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/18 پلان فیلم یکی از جذابیت های جشنواره امسال اکران برخی از فیلم های ژانر وحشت است چیزی که در کشورمان کمتر شاهد ساخت و اکران آن هستیمداستان این فیلم از انجایی آغاز می شود که یک خانواده که برای تعطیلان در منطقه ای بسر می برند، پس از بازگشت متوجه می شوند که پسر کوچک خانواده از منطقه ای که در آن حضور داشتند سوغاتی، یک سری روح و جن به منزل آورده که خیلی هم تمیز نیستند. گرگ مک لین که تنها توفیق دوران کاری اش ساخت دو قسمت از فیلم معمولی « Wolf Creek » می باشد که سومیش هم در راه است. وی در مجموع ترسناک - اسلشر ساز
یکی از جذابیت های جشنواره امسال اکران برخی از فیلم های ژانر وحشت است چیزی که در کشورمان کمتر شاهد ساخت و اکران آن هستیم

داستان این فیلم از انجایی آغاز می شود که یک خانواده که برای تعطیلان در منطقه ای بسر می برند، پس از بازگشت متوجه می شوند که پسر کوچک خانواده از منطقه ای که در آن حضور داشتند سوغاتی، یک سری روح و جن به منزل آورده که خیلی هم تمیز نیستند. گرگ مک لین که تنها توفیق دوران کاری اش ساخت دو قسمت از فیلم معمولی « Wolf Creek » می باشد که سومیش هم در راه است. وی در مجموع ترسناک - اسلشر ساز است.

روح داستان بجای اینکه ترسناک باشد، بامزه هست اما با اینحال شاید ترس های لحظه ای فیلم برای افراد کم سن و سال ایجاد ترس موضعی نماید.

هرچقدر که فکر کنیم نمی توانم نکته مثبتی در فیلم ببینم. شاید همبازی شدن مجدد کوین بیکن و جنیفر موریسون پس از فیلم ترسناک موفق « آوای ارواح » در سال 1999، تنها نکته مثبت فیلم باشد وگرنه کل فیلم تعریفی ندارد

اول فیلم گفته می شود : « این داستان براساس یک رویداد واقعی ساخته شده است. » این جمله این روزها کارکرد معکوسی دارد! فیلمنامه « تاریکی » کپی برابر اصل آثار ترسناک ضعیفی است که در چند سال اخیر ساخته شده است. هیچ خلاقیتی هم درش به کار نرفته و همان اتفاقات فقط با بازیگران جدید رخ می دهد.

تکلیف روح داستان با خودش مشخص نیست. به درستی معلوم نیست که مشکل این عزیز در فیلم چه هست و برای چه اینقدر عجیب و غریب رفتار می کند. روح داستان نمی داند با خودش چند چند است.

ایراد آثار ترسناک چند سال گذشته در « تاریکی » نیز وجود دارد. اینکه چند نفر دور هم می نشینند و به دوربین و مخاطب می گویند که ریشه این بزرگواری که در خانه راه می رود و اهالی منزل را انگولک می کند از کجا آمده. در نهایت هم همیشه این توضیحات بیهوده است چراکه روح داستان خودسر است!
در نهایت یک فیلم روح محور که روح داستان هی به این و آن دست می مالد؛ خودتان تا آخر قصه را بروید!



]]>
تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 2016-09-10T13:52:45+01:00 2016-09-10T13:52:45+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/14 پلان فیلم [http://www.aparat.com/v/A0cBQ]عنوان:                        تیزر تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 صاحب امتیاز:             شرکت مخابرات ایرانمدت زمان:                  110 ثانیهمشخصات:                 4K با سرعت
[http://www.aparat.com/v/A0cBQ]

عنوان:                       
تیزر تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020
صاحب امتیاز:             شرکت مخابرات ایران
مدت زمان:                  110 ثانیه
مشخصات:                 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :                   ایده پردازی،جلوه های ویژه تصویری ،ضبط و تولید موسیقی توسط پلان فیلم ،طرح تبلیغات سریالی
طراح و کارگردان :       مهدی کیانی
عوامل اجرایی:           رضا کیانی(بازیگر)، سمیرا کیانی(دستیار کارگردان و برنامه ریز)،محمد نادریان(تیم تولید)،مهراد عربی نژاد(مشاور طرح)
ایده پرداز:                   
مهدی کیانی
جلوه های ویژه:           استودیو کوروماکی پلان فیلم
موسیقی:                   استودیو موسیقی پلان فیلم 

]]>
تبلیغات تلویزیونی سرعت شگفت انگیز اینترنت 2020 2016-06-06T06:25:53+01:00 2016-06-06T06:25:53+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/15 پلان فیلم [http://www.aparat.com/v/Wx4Ny]عنوان:                        تیزر تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020 صاحب امتیاز:             شرکت مخابرات ایرانمدت زمان:                  40 ثانیهمشخصات:                 4K با س
[http://www.aparat.com/v/Wx4Ny]

عنوان:                        تیزر تبلیغات تلویزیونی پوشش شگفت انگیز اینترنت 2020
صاحب امتیاز:             شرکت مخابرات ایران
مدت زمان:                  40 ثانیه
مشخصات:                 4K با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :                  ایده پردازی،جلوه های ویژه تصویری ،ضبط و تولید موسیقی توسط پلان فیلم ،طرح تبلیغات سریالی
طراح و کارگردان :       مهدی کیانی
عوامل اجرایی:           سمیرا کیانی(دستیار کارگردان و برنامه ریز)،محمد نادریان، رضا کیانی(تیم تولید)،مهراد عربی نژاد(مشاور طرح)
ایده پرداز:                   
اتاق فکر پلان فیلم
جلوه های ویژه:           استودیو کوروماکی پلان فیلم
موسیقی:                   استودیو موسیقی پلان فیلم 

]]>
تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز 2015-09-30T12:30:04+01:00 2015-09-30T12:30:04+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/9 پلان فیلم عنوان:                 تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریزصاحب امتیاز:      دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریزمدت زمان:           400 ثانیهمشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیهتوضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ،دارای طرح

عنوان:                
تیزر جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز
صاحب امتیاز:      دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز
مدت زمان:           400 ثانیه
مشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ،دارای طرح داستانی
تصویر بردار :       مهدی کیانی
تدوینگر :              مهدی کیانی
عوامل اجرایی:   رامین علی خواه، مهدی غنی لو(بازیگر)
جلوه های ویژه:   استودیو پلان فیلم

]]>
تیزر اختتامیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات 2015-09-15T18:30:00+01:00 2015-09-15T18:30:00+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/3 پلان فیلم [http://www.aparat.com/v/rL3D7]عنوان:                 تیزر اختتامیه  هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطاتصاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهانمدت زمان:           230 ثانیهمشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیهتوضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ،فیلم برد [http://www.aparat.com/v/rL3D7]

عنوان:                 تیزر اختتامیه  هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات
صاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهان
مدت زمان:           230 ثانیه
مشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ،فیلم برداری هوایی
تصویر بردار :       مهدی کیانی
تدوینگر :              مهدی کیانی
جلوه های ویژه:   استودیو پلان فیلم

]]>
تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات 2015-09-12T07:30:00+01:00 2015-09-12T07:30:00+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/2 پلان فیلم [http://www.aparat.com/v/k8Wtf]عنوان:                 تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطاتصاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهانمدت زمان:           400 ثانیهمشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیهتوضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ، فیلم بردا [http://www.aparat.com/v/k8Wtf]

عنوان:                 تیزر افتتاحیه هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات
صاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهان
مدت زمان:           400 ثانیه
مشخصات:          فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :           فیلم برداری و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری ، فیلم برداری هوایی
تصویر بردار :       مهدی کیانی
تدوینگر :              مهدی کیانی
عوامل اجرایی:    محمد نادریان(بازیگر)
جلوه های ویژه:   استودیو پلان فیلم


]]>
اینفوگرافی نخستین رویداد هم نت 2015-09-01T07:30:00+01:00 2015-09-01T07:30:00+01:00 tag:http://planfilm.ir/post/1 پلان فیلم [http://www.aparat.com/v/aybqC]عنوان:                  اینفوگرافی متحرک هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطاتصاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهانمدت زمان:           100 ثانیهمشخصات:           فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیهتوضیحات :            پویانمایی و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های [http://www.aparat.com/v/aybqC]

عنوان:                  اینفوگرافی متحرک هم نت فناوری اطلاعات و ارتباطات
صاحب امتیاز:      شرکت مخابرات استان اصفهان
مدت زمان:           100 ثانیه
مشخصات:           فول اچ دی با سرعت 30 فریم بر ثانیه
توضیحات :            پویانمایی و میکس صدای حرفه ای، به همراه جلوه های ویژه تصویری
انیماتور :            مهدی کیانی
تدوینگر :            مهدی کیانی
زمانبندی:          استودیو پلان فیلم

]]>